کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲: تحلیل جامع زمینهها، رویدادها، پیامدها و مناقشات تاریخی
این پرسشها و چالشها چند دهه پس از رخ دادن واقعه تاریخی کودتای ۲۸ مرداد، به عنوان سوالاتی جدی از جانب برخی کارشناسان یا مردم مطرح میشود:
کودتا برعلیه چه کسی بود: شاه یا مصدق؟
کودتا نافرجام بود یا موفق؟
برخی از هواداران پهلوی و طیف موسوم به پادشاهیخواه، تردیدهایی را در باب تاریخ رسمی روایت شده از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ مطرح کرده و تاریخ روایت شده را مورد چالش قرار دادند. چرا تا به حال چنین چالشی حتی در زمانی که حکومت پهلوی در قدرت بود نسبت به این واقعه تاریخی مطرح نشده بود؟ و یا آیا چنین چالشهایی در همان زمان نیز مطرح بوده و پس از پیروزی انقلاب در جهت گفتمان «پهلویستیزی» و هیولاسازی از رژیم گذشته، از دید جامعه و مردم عادی مخفی نگهداشته شده؟ با توجه به مستندات، حقیقت ماجرا چه بوده است؟
در تاریخ روایت شده، همان طور که در مطالب پیشین هم اشاره کردیم همواره چالش و تردید وجود داشته است. تاریخ را پیروزشدگان مینوشتند بنابراین روایتهای تاریخی گذشته پر است از جعلیات و دروغسازیهایی که نسبت به گروهها، سلسلهها و قدرتهای سرنگون شده و مغلوب صورت گرفته است. وظیفه تاریخنگاران تحلیلی، بررسی مجموعه روایتها و بیرون کشیدن حقایق از جعلیات است. در این گفتار سعی میکنیم درباره موضوع تاریخی و مناقشهانگیز «کودتای ۲۸ مرداد» به یک روایت مستند و مستدل رسیده و روایتهای مختلف را مورد راستیآزمایی و بررسی قرار دهیم.
منابع این نوشتار موجود است و برای جلوگیری از طولانی شدن مطلب ذکر نشده است. (به زودی بخش منابع به صورت مجزا در وبسایت قرار خواهد گرفت)
مقدمه
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (۱۹ اوت ۱۹۵۳) به عنوان یکی از نقاط عطف سرنوشتساز در تاریخ معاصر ایران، سرنگونی دولت دموکراتیک محمد مصدق و بازگرداندن قدرت مطلق به محمدرضا شاه پهلوی را رقم زد. این واقعه نه تنها مسیر سیاسی ایران را برای دههها تغییر داد، بلکه پیامدهای عمیقی بر روابط خارجی ایران، توسعه اقتصادی و تحولات اجتماعی آن گذاشت. اهمیت این رویداد، فراتر از یک تغییر دولت، در تأثیرات بلندمدت آن بر ساختار قدرت، مشروعیت سیاسی و حافظه جمعی ایرانیان نهفته است.
امروزه، روایتهای متفاوتی از این رویداد وجود دارد که برخی آن را “کودتا” نمیدانند و حتی آن را “قیام ملی” یا “ضد کودتا” علیه مصدق قلمداد میکنند، بهویژه از سوی هواداران پهلوی و پادشاهیخواهان. این مناقشات تاریخی، نیاز به یک تحلیل بیطرفانه و مستند را دوچندان میکند، زیرا فهم دقیق این واقعه برای درک تحولات بعدی ایران ضروری است. هدف از این گزارش، ارائه یک تحلیل جامع و بیطرفانه از زمینهها، علل، روند اتفاقات و پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد است. این تحلیل بر اسناد تاریخی موجود، از جمله اسناد طبقهبندی شده سازمانهای اطلاعاتی آمریکا (سیا) و بریتانیا (امآی۶)، و همچنین بررسی انتقادی روایتهای مختلف تکیه دارد. این گزارش میکوشد تا فراتر از روایتهای کلیشهای، تصویری مستدل و پیچیده از این واقعه ارائه دهد.

بخش اول: زمینهها و علل وقوع کودتا
۱.۱. بستر تاریخی و سیاسی ایران پیش از کودتا
ایران در سالهای پیش از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بستر تحولات عمیق داخلی و فشارهای فزاینده خارجی بود. ورود نیروهای بریتانیا و شوروی به ایران در تابستان ۱۳۲۰ و تبعید رضاشاه، به بیثباتی سیاسی و تغییرات سریع در عرصه سیاسی دامن زد. این دوره با ضعف نهادهای قدرت و بیثباتی دولت مرکزی همراه بود، به طوری که در دهه نخست پادشاهی محمدرضا پهلوی (۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰)، نخستوزیر حدود پانزده بار تغییر کرد. این وضعیت، زمینه را برای ظهور یک جنبش ملیگرای قوی فراهم آورد که به دلیل ماهیت ضد استعماری خود، مستقیماً با منافع بریتانیا در تضاد قرار گرفت.
پس از جنگ جهانی دوم، جنبشهای استقلالجو و ضد امپریالیستی در جهان گسترش یافت و در ایران نیز ناسیونالیسم جایگاه ویژهای پیدا کرد. در این بستر، محمد مصدق به عنوان رهبر جبهه ملی، جنبش ملی شدن صنعت نفت را هدایت کرد که در ۱۵ مارس ۱۹۵۱ (۲۴ اسفند ۱۳۲۹) به تصویب مجلس رسید. این اقدام، نقطه عطفی در تاریخ ایران و عامل اصلی تقابل با بریتانیا شد. شرکت نفت ایران و انگلیس (AIOC) که از سال ۱۹۰۱ کنترل صنعت نفت ایران را در دست داشت، به استثمار منابع ایران و پرداخت سهم ناچیز به ایران متهم بود. ملی شدن نفت، به انحصار بریتانیا پایان داد و منجر به بحران آبادان شد. در واکنش به این اقدام، بریتانیا با تحریم اقتصادی، مسدود کردن داراییهای ایران و خروج مهندسان خود، تلاش کرد تا دولت مصدق را تحت فشار قرار دهد و مانع فروش نفت ایران شود. این تحریمها و فشارهای اقتصادی، دولت مصدق را در وضعیت آسیبپذیری قرار داد و توانایی آن را برای اداره کشور و حفظ حمایت عمومی کاهش داد. این وضعیت به تشدید دخالتهای خارجی در امور داخلی ایران کمک کرد.
۱.۲. تحولات داخلی و شکافهای سیاسی-اجتماعی
فضای سیاسی ایران در دوران پیش از کودتا، با پویایی احزاب و جریانات مختلف و در عین حال، با شکافها و اختلافات عمیق داخلی همراه بود. قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ (۱۹۵۲) در حمایت از مصدق و بازگشت او به نخستوزیری، نشاندهنده قدرت مردمی و وحدت نسبی نیروهای ملی بود. این قیام، نمادی از همبستگی ملی در برابر استعمار و استبداد بود و به مصدق مشروعیت و حمایت مردمی گستردهای بخشید. با این حال، پس از این قیام، اختلافات در میان احزاب ملی آغاز شد و فعالیتهای انتخاباتی مجلس در ۱۷ نیز به این انشعابات دامن زد. این اختلافات، به تدریج وحدت جبهه ملی را تضعیف کرد و به از دست رفتن سرمایه اجتماعی جنبش ملی شدن نفت انجامید.
حزب توده، پس از غیرقانونی اعلام شدن در سال ۱۳۲۷، اندیشههای خود را با نشانهای دیگر به بازار آورد و در اصفهان با حضور دهها هزار کارگر و تنشهای مالی و مدیریتی، زمینه مناسبی برای فعالیت داشت. این حزب با پخش عکس استالین و شعارهای ضد سلطنت، نیروهای محافظهکار را نگران میکرد و فعالیتهای آشوبگرانه آن، به نفع لندن و واشینگتن بود. روزنامه چهلستون گزارش میدهد گروهی به واسطه فعالیتهای مخفیانه و آشکار حزب توده، مردم را از آنها و کمونیسم میترسانند. این اقدامات حزب توده، بهانهای قوی برای قدرتهای خارجی و نیروهای داخلی مخالف مصدق فراهم آورد تا خطر کمونیسم را برجسته کنند و زمینه را برای دخالتهای بیشتر فراهم آورند.
جبهه ملی، ائتلافی از مخالفان شاه به رهبری مصدق بود که برای ملی شدن صنعت نفت تشکیل شد. با این حال، اختلافات داخلی در آن پس از انتخابات مجلس هفدهم (زمستان ۱۳۳۰) آغاز شد و حتی پس از قیام ۳۰ تیر نیز نتوانست وحدت ملی را حفظ کند. این انشعابات، توانایی جبهه ملی را برای مقابله با فشارهای خارجی و داخلی کاهش داد. احزابی مانند باغ نو، به رهبری اکبر مسعود (صارمالدوله) و اصغر مسعود، نفوذ زیادی در اصفهان داشتند و با بسیج کشاورزان و خرید آراء، کاندیداهای خود را به مجلس میفرستادند. این گروه روابط نزدیکی با کنسولگری انگلیس داشت و پس از کودتا از حامیان سرسخت دربار شد. حزب زحمتکشان، حزب ایران، پانایرانیستها و مجمع مجاهدین اسلام نیز در اصفهان فعال بودند و هر کدام نقش خود را در فضای سیاسی ایفا میکردند. حزب زحمتکشان پس از کودتا به دلیل مخالفتهایش با مصدق پاداش گرفت. این پیچیدگی در آرایش احزاب و وجود منافع متضاد، به تضعیف دولت مرکزی کمک کرد.
آیتالله کاشانی، از مراجع تقلید شیعه و یکی از موتورهای محرکه نهضت ملی شدن نفت بود که با قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۰ از مصدق حمایت کرد. با این حال، اختلافات بین مصدق و کاشانی آغاز شد و برخی منابع، از دست دادن حمایت روحانیت شیعه (به ویژه کاشانی) را به دلیل ترس از نفوذ کمونیسم، به ضرر مصدق میدانند. اسناد نشان میدهد کاشانی پیش از کودتا با آمریکا در ارتباط بوده است. این از دست دادن حمایت روحانیت، به ویژه از سوی شخصیتی کاریزماتیک مانند کاشانی، ضربه بزرگی به پایگاه مردمی مصدق وارد آورد و او را در برابر توطئههای خارجی آسیبپذیرتر ساخت.
به طور کلی، اختلافات داخلی میان رهبران نهضت ملی، به ویژه بین مصدق و کاشانی، و همچنین فعالیتهای حزب توده که به عنوان تهدیدی کمونیستی تلقی میشد، به تضعیف جبهه ملی و از دست رفتن سرمایه اجتماعی کمک کرد. این شکافها، فضای داخلی را برای دخالتهای خارجی مساعدتر ساخت و توانایی دولت مصدق را برای مقابله با فشارهای بیرونی کاهش داد. در واقع، در حالی که وحدت اولیه مردم برای ملی شدن نفت حیاتی بود، ظهور شکافهای داخلی به معنای از دست دادن اجزای کلیدی پایگاه حمایتی مصدق بود. اقدامات حزب توده، چه عمدی و چه غیرعمدی، بهانهای مناسب برای مداخله خارجی با دامن زدن به ترس از کمونیسم فراهم کرد. این تکهتکه شدن داخلی، مستقیماً ثبات سیاسی و انعطافپذیری مصدق را تضعیف کرد و دولت او را در برابر فشارهای خارجی و دستکاریها آسیبپذیر ساخت و عملاً راه را برای کودتا هموار کرد.
۱.۳. دخالتهای خارجی و تغییر رویکرد آمریکا
بحران نفتی ایران، منافع اقتصادی بریتانیا را با نگرانیهای ژئوپلیتیکی آمریکا در بستر جنگ سرد پیوند زد. این همگرایی منافع، منجر به طراحی و اجرای یک عملیات پیچیده اطلاعاتی شد که از طریق ترکیبی از ابزارهای پنهان و بهرهبرداری از شکافهای داخلی، به سرنگونی یک دولت دموکراتیک انجامید.
بریتانیا از سال ۱۳۲۷ تقابل با دولت ایران بر سر نفت را آغاز کرده و در دوران مصدق آن را تشدید کرد. این مقابله شامل فشارهای سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک بود. بریتانیا حتی تلاش کرد شاه را به برکناری مصدق ترغیب کند، اما این تلاشها در ابتدا ناموفق بود. پس از ناکامی بریتانیا در حل مسئله نفت به تنهایی، ایالات متحده که ابتدا با کودتا مخالف بود، پس از روی کار آمدن آیزنهاور در سال ۱۹۵۳ و با استفاده از “دسیسه خطر کمونیسم” توسط بریتانیا، متقاعد به همکاری شد.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) با نام رمز Operation Ajax و سازمان اطلاعات مخفی بریتانیا (امآی۶) با نام رمز Operation Boot، طرح کودتا را با هدف سرنگونی دولت مصدق و بازگرداندن قدرت شاه طراحی و اجرا کردند. اسناد طبقهبندی شده سیا که بعدها منتشر شد، نقش این سازمان را در برنامهریزی و اجرای کودتا تأیید میکند. این عملیات شامل حملات پرچم دروغین، پرداخت پول به معترضان، تحریکات، رشوه دادن به سیاستمداران و مقامات نظامی، و تبلیغات ضد مصدق بود.
نگرانی قدرتهای غربی از الگوشدن نهضت ملی ایران برای کشورهای منطقه (مانند مصر و عراق) و ترس از نفوذ شوروی و کمونیسم در ایران، از دلایل اصلی دخالت آمریکا بود. ایران به دلیل همسایگی با شوروی، اهمیت استراتژیکی در جنگ سرد داشت و این امر، آن را به نقطهای کلیدی در استراتژی مهار کمونیسم تبدیل کرده بود.
شکست بریتانیا در تلاشهای اولیه برای بیثبات کردن دولت مصدق، این کشور را به سمت جستجوی کمک از ایالات متحده سوق داد. ایالات متحده که در ابتدا در مورد کودتا مردد بود، پس از انتخاب آیزنهاور و تحت تأثیر روایت “خطر کمونیسم” که توسط بریتانیا تقویت میشد، به همکاری پیوست. این همگرایی منافع، منجر به یک عملیات پنهانکارانه بسیار هماهنگ شد که به طور فعالانه چشمانداز سیاسی داخلی ایران را دستکاری کرد و تنشهای اجتماعی و اختلافات سیاسی موجود را به ابزاری برای تغییر رژیم تبدیل نمود. موفقیت این عملیات، سابقهای برای مداخلات پنهان آینده در سایر نقاط جهان ایجاد کرد و نشان داد که چگونه تهدیدات ژئوپلیتیکی درک شده میتوانند اصول دموکراتیک را تحتالشعاع قرار دهند و به “پسلرزههای” قابل توجهی در روابط بلندمدت منجر شوند.

بخش دوم: روند اتفاقات ۲۵ و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
۲.۱. کودتای نافرجام ۲۵ مرداد
کودتای ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ (۱۶ اوت ۱۹۵۳) اولین تلاش برای سرنگونی دولت مصدق بود که با طراحی و پشتیبانی مالی سازمان مخفی اطلاعات بریتانیا (MI6) و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) و با فرمان محمدرضا پهلوی شکل گرفت. بر اساس این طرح، نقش شاه، امضای فرمان برکناری مصدق و انتصاب سرلشکر فضلالله زاهدی به نخستوزیری بود. در این زمان، شاه در شمال کشور به سر میبرد و اشرف پهلوی نیز در تلاش برای متقاعد کردن او به امضای فرمانها نقش داشت.
با این حال، این طرح به دلیل لو رفتن اطلاعات توسط افسران سازمان نظامی حزب توده که عضو گارد شاهنشاهی بودند، به اطلاع مصدق رسید. مصدق با هوشیاری، دستور توقیف و خلع سلاح آورنده فرمان را صادر کرد و کودتا در شب ۲۵ مرداد شکست خورد. پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد، محمدرضا شاه که از ترس جانش نگران بود، ابتدا به کلاردشت و سپس به رامسر رفت و از آنجا با هواپیما به بغداد و سپس به رم پرواز کرد. همسرش ثریا اسفندیاری نیز در خاطرات خود از این فرار و نگرانی شدید آنها روایت کرده است.
شکست کودتای ۲۵ مرداد، ضعف اولیه برنامهریزی و وابستگی بیش از حد به فرمان شاه را آشکار ساخت. این شکست، به جای پایان دادن به تلاش برای سرنگونی مصدق، منجر به بازنگری و اجرای یک عملیات پیچیدهتر با تکیه بیشتر بر عوامل میدانی و تحریکات مردمی شد. این نشان میدهد که قدرتهای خارجی و عوامل داخلی مصمم به تغییر رژیم بودند و شکست اولیه تنها تاکتیکها را تغییر داد، نه هدف را. فرار شاه نیز در ابتدا به نظر میرسید که به معنای پایان سلطنت باشد، اما به طور ناخواسته خلأیی ایجاد کرد که به عوامل پنهانکار اجازه داد تا با بسیج مستقیم عناصر خیابانی و تبلیغات، تلاشهای خود را تشدید کنند، به جای اینکه صرفاً به اقدامات نظامی بر اساس یک فرمان سلطنتی تکیه کنند. این امر، تابآوری و قابلیت انطباق توطئهگران کودتا و تعهد آنها به هدفشان را، فارغ از شکستهای اولیه، نشان میدهد.
۲.۲. کودتای موفق ۲۸ مرداد
پس از شکست ۲۵ مرداد، نیروهای کودتاچی به رهبری سرلشکر فضلالله زاهدی (که توسط سیا و امآی۶ به عنوان نخستوزیر بعدی انتخاب شده بود) دوباره سازماندهی شدند. سیا بودجه قابل توجهی برای این عملیات در تهران اختصاص داده بود. موفقیت کودتای ۲۸ مرداد به وضوح نشاندهنده نقش حیاتی “عوامل میدانی” و “جنگ روانی” است که توسط سازمانهای اطلاعاتی خارجی و با همکاری عناصر داخلی سازماندهی شد.
در تهران، سیا با استخدام اوباش و افراد شناخته شدهای مانند شعبان جعفری (که اگرچه در زندان بود اما زاهدی با او دیدار کرده بود) و پرداخت پول به آنها، تظاهرات گستردهای را در ۱۹ اوت (۲۸ مرداد) به راه انداخت. این تظاهرات از جنوب شهر آغاز شد و به درگیریهای خشونتآمیز منجر گردید. نیروهای نظامی وفادار به شاه و زاهدی نیز در خیابانها ظاهر شدند و کنترل را به دست گرفتند. خانه مصدق توسط ستونی از زرهپوشها محاصره و گلولهباران شد و دولت او سقوط کرد.
در اصفهان نیز، مردم پس از انتشار خبر شکست کودتای ۲۵ مرداد، تعطیلی بازار و کارخانهها و تظاهرات گسترده در حمایت از مصدق را تجربه کردند. مجسمههای پهلویها در میدانها به زیر کشیده شد. اما در ۲۸ مرداد، با رسیدن خبر سقوط دولت مصدق، شهر شاهد تظاهرات “شاه پیروز است” بود. مغازهها با پرچم ایران تزئین شدند و آتشبازی و چراغانی مفصلی در میدان شاه برگزار شد. روزنامههایی مانند چهلستون که پیشتر لحن ملی داشتند، تغییر موضع داده و به نفع دولت کودتا نوشتند.
محمدرضا شاه در ۲۰ اوت (۲۹ مرداد) به ایران بازگشت و دولت فضلالله زاهدی تثبیت شد. در اصفهان، حکومت نظامی اعلام شد و مخالفان دستگیر شدند. دولت جدید با استفاده از دلارهای اهدایی آمریکا، پروژههای عمرانی را برای نشان دادن کارآمدی خود آغاز کرد.
شکست اولین کودتا (۲۵ مرداد) نیاز به یک عنصر قویتر و آشکارتر را برجسته کرد. کودتای موفق ۲۸ مرداد یک قیام مردمی خودجوش نبود، بلکه یک “اقدام خیابانی” با دقت سازماندهی شده بود که توسط سازمانهای اطلاعاتی خارجی تامین مالی و هدایت میشد. این بسیج سازماندهی شده، همراه با اقدامات نظامی و تغییر سریع در روایت رسانهها، ظاهر حمایت گسترده عمومی از شاه را ایجاد کرد و ماهیت پنهانکارانه عملیات را پنهان نمود. این دستکاری در افکار عمومی، یک جنبه حیاتی است که اغلب در روایتهای “قیام ملی” نادیده گرفته یا کماهمیت جلوه داده میشود.
۲.۳. گاهشمار رویدادهای کلیدی ۲۵ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲
| تاریخ شمسی | تاریخ میلادی | رویداد مهم | جزئیات و منابع |
| ۲۲ مرداد ۱۳۳۲ | ۱۳ اوت ۱۹۵۳ | صدور فرمان عزل مصدق توسط شاه | شاه فرمان عزل مصدق و انتصاب زاهدی را امضا میکند. |
| ۲۵ مرداد ۱۳۳۲ | ۱۶ اوت ۱۹۵۳ | کودتای نافرجام اول | تلاش ناموفق برای سرنگونی مصدق؛ لو رفتن طرح توسط حزب توده؛ دستگیری سرهنگ نصیری؛ فرار شاه به بغداد و رم. |
| ۲۶ مرداد ۱۳۳۲ | ۱۷ اوت ۱۹۵۳ | واکنش مردمی پس از شکست کودتا | تظاهرات گسترده در حمایت از مصدق در تهران و شهرستانها (مانند اصفهان)؛ پایین کشیدن مجسمههای پهلویها؛ تعطیلی بازارها و کارخانهها. |
| ۲۷ مرداد ۱۳۳۲ | ۱۸ اوت ۱۹۵۳ | سازماندهی مجدد کودتاچیان و تشدید فعالیتها | سیا و امآی۶ با استفاده از عوامل داخلی و اوباش، برنامهریزی برای مرحله دوم کودتا را آغاز میکنند؛ افزایش تبلیغات ضد مصدق. |
| ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ | ۱۹ اوت ۱۹۵۳ | کودتای موفق دوم | تظاهرات سازماندهی شده توسط سیا و اوباش در تهران؛ درگیریهای خیابانی؛ محاصره و گلولهباران خانه مصدق؛ سقوط دولت مصدق؛ دستگیری مصدق و سایر مقامات؛ تثبیت دولت زاهدی. |
| ۲۹ مرداد ۱۳۳۲ | ۲۰ اوت ۱۹۵۳ | بازگشت شاه به ایران | محمدرضا شاه از رم به ایران بازمیگردد؛ آغاز تثبیت حکومت جدید و سرکوب مخالفان. |
این جدول یک گاهشمار شفاف و متمرکز از رویدادهای اصلی ۲۵ تا ۲۸ مرداد ارائه میدهد که برای درک توالی دقیق اتفاقات و تمایز بین کودتای نافرجام و موفق ضروری است. این جدول به خواننده کمک میکند تا پیچیدگیهای زمانی و ماهیت دو مرحلهای این رویداد را به وضوح درک کند.

بخش سوم: مناقشات و روایتهای متفاوت از کودتا
۳.۱. روایت رسمی و دیدگاههای غالب
روایت غالب در ایران و در بسیاری از محافل آکادمیک بینالمللی، ۲۸ مرداد را یک “کودتا” میداند که با طراحی و اجرای مشترک سازمانهای اطلاعاتی آمریکا (سیا) و بریتانیا (امآی۶) صورت گرفت. این روایت تأکید میکند که هدف اصلی، سرنگونی دولت ملی مصدق و بازگرداندن کنترل غرب بر منابع نفتی ایران بود.
انتشار اسناد طبقهبندی شده سیا که از سال ۲۰۰۰ به تدریج منتشر شدهاند، به وضوح نقش این سازمان را در برنامهریزی و اجرای عملیات “آژاکس” تأیید میکنند. این اسناد، جزئیات عملیات، شامل پرداخت پول به اوباش و سازماندهی تظاهرات، تبلیغات گسترده و نفوذ در ارتش را فاش ساختهاند.
انتشار این اسناد طبقهبندی شده، به طور قابل توجهی روایت “کودتا” و دخالت خارجی را تقویت کرده و به یک اجماع آکادمیک و بینالمللی در این زمینه منجر شده است. این روند، چالشهای جدی برای روایتهای جایگزین (مانند “قیام ملی”) ایجاد کرده و بار اثبات را بر دوش آنها گذاشته است. آنچه زمانی یک ادعای مورد مناقشه بود (مداخله خارجی)، اکنون به طور گسترده توسط مورخان جریان اصلی پذیرفته شده و حتی توسط دولت ایالات متحده نیز اذعان گردیده است. این فرآیند طبقهبندیزدایی، روایت “کودتا” را به طور چشمگیری تقویت کرده و تلاشهای تجدیدنظرطلبانه برای به تصویر کشیدن این رویداد به عنوان صرفاً یک خیزش داخلی را تضعیف کرده است، زیرا شواهد غیرقابل انکاری از سازماندهی و تامین مالی خارجی ارائه میدهد.
۳.۲. روایت هواداران پهلوی و پادشاهیخواهان
در مقابل روایت غالب، برخی از حامیان پهلوی و پادشاهیخواهان استدلال میکنند که عزل مصدق توسط شاه قانونی بوده است. آنها معتقدند که با انحلال مجلس توسط مصدق در ۲۲ مرداد، نیازی به “رأی تمایل مجلس” برای عزل نخستوزیر وجود نداشته است. این طیف، وقایع ۲۸ مرداد را نه یک کودتا، بلکه یک “قیام ملی” میدانند که مردم برای بازگرداندن شاه و نجات کشور از “خطر کمونیسم” و “خودکامگی مصدق” به خیابانها آمدند. آنها نقش دخالت خارجی را یا به کلی دروغ میخوانند یا آن را مسئلهای اغراقآمیز میپندارند. شعبان جعفری، از عوامل میدانی کودتا، مدعی بود که از سیاست چیزی نمیدانسته و مردم خود به خیابان آمدند.
در این روایتها، شاه ابتدا از کشور خارج شده تا مردم تصمیم خود را بگیرند و سپس با حمایت مردمی بازگشته است. محمدرضا شاه نیز در مصاحبههایی از واژه “کودتا” برای ۲۸ مرداد استفاده کرده و اذعان داشته که آمریکا و انگلیس از آن حمایت کردهاند، اما میزان حمایت را آنقدر زیاد نمیدانسته که به تنهایی منجر به پیروزی شود و نقش نیروهای وابسته به حکومتش و مردم را اصلیتر میداند.
روایت پادشاهیخواهان، تلاشی برای بازسازی مشروعیت از دست رفته حکومت پهلوی با بازتعریف ماهیت ۲۸ مرداد از “کودتا” به “قیام ملی” یا “ضد کودتا” است. این روایت با تمرکز بر جنبههای حقوقی (که قابل مناقشه هستند) و نادیده گرفتن یا کماهمیت جلوه دادن نقش سازماندهی شده خارجی و داخلی، سعی در ارائه یک تصویر خودجوش و مردمی از این واقعه دارد. این تلاش برای “پاکسازی” تاریخ، اهمیت نمادین ۲۸ مرداد در گفتمانهای سیاسی معاصر ایران را نشان میدهد. انگیزه اصلی پشت این روایتها، مشروعیت بخشیدن به بازگشت شاه به قدرت و حکومت استبدادی بعدی او است. با چارچوببندی این رویداد به عنوان یک برکناری قانونی یا یک قیام مردمی، آنها تلاش میکنند تا سلطنت را از مسئولیت سرنگونی یک دولت دموکراتیک مبرا سازند و روایت “کودتا” را که توسط اسناد طبقهبندی شده تقویت شده است، خنثی کنند. استدلالهای حقوقی اغلب به صورت انتخابی به کار گرفته شده و توسط حقوقدانان به طور گسترده مورد مناقشه قرار میگیرند، در حالی که ادعای “قیام مردمی” مستندات تامین مالی و سازماندهی خارجی عناصر خیابانی را نادیده میگیرد. این ساختار روایی، تلاشی آشکار برای کنترل حافظه تاریخی برای اهداف سیاسی معاصر است و نبرد مداوم بر سر تاریخ را برجسته میسازد.
۳.۳. بررسی و راستیآزمایی روایتها
برای راستیآزمایی روایتهای مختلف پیرامون ۲۸ مرداد، لازم است اسناد و مستندات تاریخی به دقت مورد بررسی قرار گیرند. اسناد طبقهبندی شده سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (CIA) به وضوح نشان میدهند که این سازمان در برنامهریزی و اجرای کودتا نقش محوری داشته است. عملیات “آژاکس” شامل پرداخت پول به اوباش و سازماندهی تظاهرات، تبلیغات گسترده و نفوذ در ارتش بود. این اسناد، ادعای “خودجوش” بودن قیام را به چالش میکشند و نشان میدهند که بخش قابل توجهی از “مردم” حاضر در خیابانها، اوباش سازماندهی شده و اجیر شده توسط سیا بودند.
مقایسه مستندات و استنتاجات مختلف، تناقضات در روایتهای جایگزین را آشکار میسازد:
- قانونی بودن عزل مصدق: استدلال حقوقی پادشاهیخواهان مبنی بر قانونی بودن عزل مصدق به دلیل انحلال مجلس توسط او، مورد مناقشه جدی است. منتقدان اشاره میکنند که انحلال مجلس توسط مصدق نیز خود غیرقانونی بوده و حتی اگر قانونی بود، شاه باید منتظر تشکیل مجلس بعدی میماند. همچنین، نحوه ابلاغ فرمان عزل در نیمهشب با حضور نظامیان، خود نشانهای از اقدام غیرقانونی و کودتا است.
- نقش شاه: محمدرضا شاه در ابتدا در برابر امضای فرمان عزل مصدق تردید داشت و پس از شکست کودتای ۲۵ مرداد از کشور فرار کرد. این رفتار با روایت “رهبر قیام ملی” در تضاد است و نشان میدهد که او در ابتدا از پیامدهای این اقدام نگران بوده است.
- نقش مردم: در حالی که برخی از هواداران شاه بر نقش مردمی تأکید میکنند، اسناد نشان میدهند که بخش قابل توجهی از “مردم” حاضر در خیابانها، اوباش سازماندهی شده و اجیر شده توسط سیا بودند. این بسیج سازماندهی شده، به جای یک حرکت خودجوش، نشاندهنده دستکاری و هدایت از سوی عوامل خارجی است.
فضای مجازی به بستری برای بازتولید و انتشار روایتهای مختلف تبدیل شده است. هواداران پهلوی در این فضا بر “قیام ملی” و “نجات کشور از کمونیسم” تأکید دارند، در حالی که جریانهای چپ، روحانیت را نیز در کنار خارجیها مقصر میدانند. جریانهای نزدیک به انقلاب، دخالت خارجی و اشتباهات مصدق را زمینهساز میدانند و اصلاحطلبان نیز ضمن احترام به روحانیت، بر اشتباهات آنها و مظلومیت مصدق تأکید میکنند. این بحثها نشاندهنده تداوم مناقشه بر سر این واقعه و تلاش هر طیف برای تثبیت روایت خود است.
مناقشات پیرامون ۲۸ مرداد در فضای مجازی، نمونهای بارز از “جنگ روایتها” و تلاش برای بازنویسی تاریخ در عصر دیجیتال است. طرفین با استفاده از ابزارهای رسانهای، تلاش میکنند تا با برجستهسازی یا نادیده گرفتن برخی حقایق، به روایت مطلوب خود مشروعیت بخشند. این پدیده نشان میدهد که حتی با وجود انتشار اسناد رسمی، تفسیر و کاربرد تاریخ همچنان تحت تأثیر ایدئولوژیها و منافع سیاسی معاصر قرار دارد و این واقعه همچنان یک “زخم باز” در حافظه جمعی ایران است. با وجود شواهد قاطع مداخله خارجی، پایداری روایتهای متضاد نشاندهنده تلاشی عمدی برای تجدیدنظر در تاریخ است که هدف آن مشروعیت بخشیدن به رژیم پس از کودتا و میراث آن است. این امر نشان میدهد که “حقیقت” ۲۸ مرداد صرفاً یک واقعیت تاریخی نیست، بلکه یک میدان نبرد برای حافظه جمعی است، جایی که گروههای مختلف به دنبال شکل دادن به گذشته برای خدمت به منافع حال هستند. این درگیری مداوم، شکافهای عمیق و ریشهدار اجتماعی در این رویداد تاریخی را برجسته میسازد.

۳.۴. مقایسه تطبیقی روایتهای اصلی پیرامون ۲۸ مرداد
| جنبه/روایت | روایت غالب (کودتا) | روایت هواداران پهلوی (قیام ملی/ضد کودتا) |
| ماهیت رویداد | کودتا (طراحی و اجرای خارجی-داخلی) 1 | قیام ملی/ضد کودتا (مردمی و قانونی) 8 |
| نقش آمریکا/انگلیس | نقش محوری در طراحی، تأمین مالی و اجرا 1 | نقش کمرنگ یا اغراقآمیز؛ فقط حمایت جزئی 8 |
| قانونی بودن عزل مصدق | غیرقانونی (عدم صلاحیت شاه، نحوه ابلاغ فرمان) 33 | قانونی (انحلال مجلس توسط مصدق) 34 |
| نقش شاه | در ابتدا مردد و فراری، سپس بازگردانده شده توسط کودتاچیان 2 | رهبر مشروع که برای حفظ قانون اساسی اقدام کرد و با حمایت مردم بازگشت 33 |
| نقش مردم | بسیج شده و اجیر شده توسط عوامل کودتا (اوباش) 1 | خودجوش و حامی شاه برای نجات کشور از کمونیسم 8 |
| نقش حزب توده | اقدامات تفرقهافکنانه و فراهم آوردن بهانه برای دخالت خارجی 8 | عامل اصلی خطر کمونیسم و توجیه کننده اقدام علیه مصدق 11 |
| پیامدها | سرکوب دموکراسی، افزایش استبداد، زمینهساز انقلاب ۵۷ 3 | بازگشت ثبات، توسعه کشور، حفظ استقلال از کمونیسم (ضمن نادیده گرفتن پیامدهای منفی) |
این جدول مقایسه تطبیقی، به خواننده امکان میدهد تا تفاوتهای کلیدی بین روایتهای اصلی را به وضوح درک کند. با دستهبندی استدلالها بر اساس جنبههای مختلف کودتا (ماهیت، نقش بازیگران، قانونی بودن)، به تحلیل انتقادی و راستیآزمایی روایتها کمک میکند و پیچیدگی مناقشات را برجسته میسازد.

بخش چهارم: پیامدهای کودتای ۲۸ مرداد بر آینده ایران
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، فراتر از یک رویداد سیاسی، به مثابه یک نقطه عطف تاریخی عمل کرد که تأثیرات عمیق و بلندمدتی بر ساختار سیاسی، توسعه اقتصادی، تحولات اجتماعی و روابط خارجی ایران گذاشت. این پیامدها، در نهایت به شکلگیری مسیر تاریخ معاصر ایران تا انقلاب ۱۳۵۷ و پس از آن کمک کردند.
۴.۱. پیامدهای سیاسی
کودتا به سرنگونی دولت دموکراتیک مصدق منجر شد و محمدرضا شاه پهلوی را با قدرت گستردهتر به سلطنت بازگرداند. شاه تا انقلاب ۱۳۵۷ به عنوان یک حاکم خودکامه، به شدت به حمایت آمریکا متکی بود. این تثبیت سلطنت، با سرکوب شدید فضای سیاسی و احزاب مخالف همراه بود. پس از کودتا، آزادیهای مدنی محدود و احزاب مخالف ممنوع شدند. بسیاری از فعالان جنبش ملی شدن نفت دستگیر یا مجبور به فرار شدند. ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) تأسیس شد و با روشهای خشن، مخالفان را سرکوب کرد. این امر فرصت گفتوگو، تعامل و رقابت سالم بین نیروهای سیاسی را از بین برد.
کودتا نه تنها نظام سلطنتی را تثبیت کرد، بلکه مستقیماً مشروطیت و حاکمیت قانون را نیز نامشروع ساخت. این اقدام، مشروعیت حکومت پهلوی را به شدت زیر سوال برد و به یکی از دلایل کلیدی سرنگونی شاه در انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد. کودتای ۲۸ مرداد، فراتر از یک تغییر دولت، به مثابه “مرگ دموکراسی نوپا” در ایران عمل کرد. با سرکوب فضای سیاسی و تکیه شاه بر استبداد و حمایت خارجی، بذر نارضایتیهای عمیق اجتماعی کاشته شد که در بلندمدت به انفجار انقلاب ۱۳۵۷ انجامید. این واقعه، الگوی حکمرانی را از مشروطه به سمت استبداد تغییر داد و اعتماد عمومی به روند سیاسی را از بین برد.
نتیجه سیاسی فوری کودتا، تغییر از یک سیستم دموکراتیک نوپا به یک سلطنت استبدادی بود. این سرکوب آزادیهای سیاسی، راههای مشروع برای مخالفت و مشارکت سیاسی را از بین برد و مخالفان را به سمت اقدامات زیرزمینی و رادیکالیزه شدن سوق داد. فرسایش بنیادی چارچوب قانون اساسی و درک حکومت شاه به عنوان یک رژیم نامشروع، نارضایتیهای عمیقی را در سراسر جامعه ایجاد کرد. این تأثیر سیاسی بلندمدت، که با فقدان مجاری دموکراتیک و افزایش سرخوردگی عمومی مشخص میشود، مستقیماً به شرایطی کمک کرد که انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ را ممکن ساخت و نشاندهنده یک “پسلرزه” آشکار بود.
۴.۲. پیامدهای اقتصادی
کودتا منجر به بازگشت نفت ایران به بازار جهانی شد، اما نه تحت کنترل کامل ایران، بلکه از طریق قرارداد کنسرسیوم که منافع غرب را تضمین میکرد. پس از کودتا، دولت زاهدی با حمایت شاه، قرارداد کنسرسیوم را برای واگذاری امتیاز استخراج و بهرهبرداری نفت ایران امضا کرد. این قرارداد، منافع حاصل از فروش نفت را به صورت ۵۰-۵۰ بین ایران و شرکتهای بزرگ نفتی تقسیم میکرد، اما عملاً شرکت ملی نفت ایران نقش چندانی نداشت و کنترل اصلی در دست کنسرسیوم بود. این قرارداد به سلطه انحصاری بریتانیا پایان داد اما سهم قابل توجهی از نفت ایران را به شرکتهای آمریکایی واگذار کرد.
دولت جدید با دلارهای اهدایی آمریکا و بازگرداندن طلای مورد مطالبه ایران از شوروی، به منابع درآمد جدیدی دست یافت. این کمکها برای پروژههای عمرانی و بهبود رفاه مردم (مانند آسفالت خیابانها، تأمین آب شرب، ساخت درمانگاه برای کارگران) استفاده شد. دولت پس از کودتا، وعدههایی برای بهبود وضعیت معیشتی کارگران (افزایش ۱۵ درصدی حداقل دستمزد، ساخت خانه و درمانگاه) داد. با این حال، تحولات اقتصادی پس از کودتا، با افزایش فاصلهها و رواج فساد در طبقات بالا همراه بود که موجب نارضایی بسیاری از ایرانیان شد.
کودتا منجر به بازگرداندن نفت ایران به بازار جهانی شد، اما این امر تحت شرایطی بود که کنترل کامل بر منابع را از ایران سلب کرد و وابستگی اقتصادی به غرب، به ویژه آمریکا، را افزایش داد. در حالی که کمکهای مالی آمریکا به پروژههای عمرانی کمک کرد، این توسعه اقتصادی اغلب با افزایش نابرابری و فساد همراه بود که خود به نارضایتیهای اجتماعی دامن زد و نشاندهنده تداوم الگوی استعماری در شکلی جدید بود. پیامد اصلی اقتصادی کودتا، بازسازی دسترسی غرب به نفت ایران، هرچند تحت ساختاری جدید بود. این امر بحران نفتی را برای غرب حل کرد و درآمد و کمکهای خارجی مورد نیاز دولت شاه را فراهم آورد. در حالی که این بودجه امکان برخی پروژههای مدرنیزاسیون و زیرساختی را فراهم کرد، همچنین وابستگی به قدرتهای غربی را تقویت نمود و اغلب به نفع نخبگان بود تا عموم مردم. نابرابریهای اقتصادی و فساد درک شده که از این وضعیت ناشی شد، نارضایتی اجتماعی را دامن زد و مشروعیت تلاشهای “مدرنیزاسیون” شاه را تضعیف کرد و به احساسات گستردهتر ضد رژیم کمک نمود که بعدها در انقلاب آشکار شد.
۴.۳. پیامدهای اجتماعی و فرهنگی
کودتا فضای سیاسی را بسته و آزادیهای مدنی را محدود کرد. این امر به فشار بر نیروهای اجتماعی منجر شد و واکنشهایی را درون جامعه ایران پدید آورد. سرکوب سیاسی و نارضایتیهای اقتصادی و اجتماعی، به تدریج منجر به انباشت خشم عمومی شد. این کودتا، به عنوان یک عامل کلیدی، زمینه را برای انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ فراهم کرد. بسیاری از پژوهشگران، انقلاب ۱۳۵۷ را محصول مستقیم این کودتا و تغییرات اساسی ناشی از آن میدانند.
کودتای ۲۸ مرداد، به عنوان یک “ضربه متقابل” تاریخی، نه تنها دموکراسی را در ایران خفه کرد، بلکه با از بین بردن جریانهای سیاسی معتدل و قانونی، راه را برای رادیکالیزه شدن اپوزیسیون (هم اسلامگرایان و هم چپگرایان) هموار ساخت. این سرکوب، به جای ایجاد ثبات بلندمدت، به نارضایتیهای عمیقتری دامن زد که در نهایت به سقوط رژیم پهلوی در سال ۱۳۵۷ انجامید. این پیامد، بر اهمیت درک عمیقتر اثرات بلندمدت مداخلات خارجی بر تحولات داخلی جوامع تأکید میکند.
با حذف کانالهای دموکراتیک برای بیان سیاسی، کودتا مخالفت را به سمت اقدامات زیرزمینی سوق داد و جنبشهای اپوزیسیون، از جمله جناحهای اسلامگرا و چپگرا را رادیکالیزه کرد. حکومت استبدادی بعدی شاه، که به دلیل ریشههایش در کودتا نامشروع تلقی میشد، نتوانست نارضایتیهای اجتماعی و اقتصادی انباشته شده را برطرف کند. این سرکوب و بیگانگی بلندمدت، زمینه مساعدی را برای تغییرات انقلابی ایجاد کرد که در نهایت به انقلاب ۱۳۵۷ منجر شد. بنابراین، کودتا تأثیر “پسلرزه” عمیق و ناخواستهای داشت که یک سلطنت طرفدار غرب را با یک جمهوری اسلامی ضد غرب جایگزین کرد و ماهیت غیرقابل پیشبینی و اغلب مخرب مداخله خارجی در سیستمهای سیاسی پیچیده را نشان داد.
۴.۴. پیامدهای روابط خارجی
کودتای ۲۸ مرداد نه تنها روابط ایران با آمریکا و بریتانیا را تقویت کرد، بلکه ماهیت این روابط را به سمت وابستگی و عدم تقارن قدرت سوق داد. این مداخله، به طور عمیقی در حافظه جمعی ایرانیان ریشه دواند و منجر به بدبینی و خصومت پایدار نسبت به غرب شد.
پس از کودتا، ایران به یکی از مهمترین متحدان آمریکا در جنگ سرد تبدیل شد و شاه با امضای قرارداد کنسرسیوم، ۴۰ درصد از منابع نفتی ایران را به آمریکا واگذار کرد. روابط با بریتانیا نیز که در زمان مصدق قطع شده بود، دوباره برقرار شد. ایران به بخشی کلیدی از استراتژی آمریکا برای مهار شوروی در منطقه تبدیل شد و خاورمیانه را به یک میدان نبرد مهم در جنگ سرد تبدیل کرد.
با این حال، کودتا، ایالات متحده را در چشم مردم ایران که پیش از آن دیدگاه مثبتی به آمریکا داشتند، به عنوان همدست در استبداد معرفی کرد. این واقعه، بذر خصومت عمیق ضد آمریکایی را کاشت که تا به امروز در ایران باقی مانده و در انقلاب ۱۳۵۷ به اوج خود رسید. این “میراث بیاعتمادی” تا به امروز بر سیاست خارجی ایران و تعاملات آن با قدرتهای غربی سایه افکنده است و نشاندهنده پیامدهای بلندمدت و منفی مداخلات خارجی بر استقلال و حق حاکمیت کشورها است.
در حالی که کودتا اهداف ژئوپلیتیکی کوتاهمدت را برای ایالات متحده و بریتانیا محقق ساخت، پیامد بلندمدت آن، آسیب عمیق و ماندگاری به جایگاه آنها در ایران بود. سرنگونی یک دولت دموکراتیک توسط قدرتهای خارجی، روایتی از دستکاری خارجی و امپریالیسم را ایجاد کرد که عمیقاً با ناسیونالیسم ایرانی طنینانداز شد. این “پسلرزه”، بیاعتمادی پایداری به مداخله غرب را پرورش داد که به یک عنصر اساسی در سیاست خارجی ایران پس از انقلاب تبدیل شد و به بیثباتی مداوم منطقه کمک کرد. بنابراین، کودتا ایران را از یک متحد دموکراتیک بالقوه به منبعی از احساسات پایدار ضد غربی تبدیل کرد.
نتیجهگیری
کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یک رویداد پیچیده و چندوجهی بود که ریشه در تقابل منافع ملی ایران (ملی شدن نفت) با منافع استعماری بریتانیا و نگرانیهای ژئوپلیتیکی آمریکا در بستر جنگ سرد داشت. این واقعه نه یک “قیام خودجوش مردمی” بود و نه صرفاً یک “فرمان قانونی”؛ بلکه نتیجه یک عملیات اطلاعاتی-نظامی مشترک و سازماندهی شده توسط آمریکا و بریتانیا (عملیات آژاکس/چکمه) بود که با بهرهبرداری از شکافهای داخلی، ضعفهای دولت مصدق و بسیج عوامل میدانی (اوباش و نیروهای نظامی) به ثمر رسید. اسناد طبقهبندی شده و شواهد متعدد، نقش محوری دخالت خارجی را تأیید میکنند.
تأثیر ماندگار کودتا بر مسیر تاریخ معاصر ایران غیرقابل انکار است. این کودتا به تثبیت سلطنت پهلوی و افزایش قدرت استبدادی شاه منجر شد، فضای سیاسی را سرکوب کرد و به مشروعیت نظام مشروطه آسیب جدی وارد آورد. از نظر اقتصادی، اگرچه به بازگشت نفت به بازار جهانی انجامید، اما این امر تحت شرایطی بود که کنترل کامل بر منابع را از ایران سلب کرد و وابستگی اقتصادی به غرب را افزایش داد. پیامدهای اجتماعی آن شامل افزایش نارضایتیها و رادیکالیزه شدن نیروهای مخالف بود که در نهایت به انقلاب ۱۳۵۷ و سقوط رژیم پهلوی منجر شد. در روابط خارجی، کودتا به تقویت روابط ایران با آمریکا و بریتانیا در کوتاه مدت انجامید، اما در بلندمدت بذر بیاعتمادی و خصومت عمیق ضد آمریکایی را در میان مردم ایران کاشت که تا به امروز نیز ادامه دارد.
با وجود گذشت بیش از هفتاد سال، مناقشات پیرامون ۲۸ مرداد همچنان ادامه دارد و این واقعه به عنوان یک ابزار برای تسویه حسابهای سیاسی معاصر مورد استفاده قرار میگیرد. درک بیطرفانه و مستند این رویداد، با تکیه بر شواهد تاریخی و تحلیل انتقادی روایتهای متعارض، برای شناخت دقیقتر ریشههای تحولات کنونی ایران و پیامدهای بلندمدت مداخلات خارجی در امور داخلی کشورها ضروری است. این رویداد، یادآور این نکته است که چگونه مداخلات خارجی میتوانند مسیر تاریخی یک ملت را تغییر داده و پیامدهای ناخواستهای در پی داشته باشند که برای دههها ادامه مییابند.
