فهرست مطالب

چکیده

در مقاله پیش رو می‌خواهیم به ارزیابی عملکرد دو نظام پهلوی (بیشتر محمدرضاشاه) و جمهوری اسلامی در شاخص‌های کلی مثل اقتصاد، سیاست و فرهنگ بپردازیم و البته این پژوهش به یک روش جدید و برای اولین بار صورت می‌گیرد. همان طور که همیشه گفتم کمبود تحلیل‌های منصفانه، غیرجانبدارانه و معتبر در مباحث و گفتگوهای ما بسیار به چشم می‌آید و هدف ما ارایه تحلیلی است که حتی هواداران معتدل هر دو گروه را بتواند تا حدی اقناع کند. البته بدیهی است هواداران افراطی و متعصب این دو نظام، باز هم به تندی از در مخالفت برخواهند آمد. با این حال تصورم این است که در روش فعلی، هیچ فرد منصفی نتواند با توجه به مستندات ارایه شده، از زیر بار ارایه دلیل شانه خالی کند و نکات مطرح شده در این مقال را نادیده بگیرد.

در روش این مقاله پس از مراجعه به منابع معتبر مختلف، و اخذ اطلاعات دست اول، به سراغ منابع ثانوی و تحلیل‌های مختلف و متنوع رفتیم تا بتوانیم با اتکا به آمار و گزارشات موجود در زمان‌های مختلف، و نظرات کارشناسان درباره هر موضوع، برآورد و برآیندی از کارنامه کلی دو نظام حکومتی در ایران به دست آوریم. در این مقاله نتایج این مطالعات و برآوردها را – به جهت طولانی نشدن مطلب – آورده‌ایم و در نهایت برای اینکه نتیجه‌گیری شخصی خود را حاکم نکنیم که تردید جانبداری بر آن نرود از هوش مصنوعی خواستم که مطابق این برآوردها و برآیندهای ذکر شده، کارنامه دو نظام را مقایسه کند و دلایل برتری هر کدام را ذکر کند. بنابراین در نتیجه‌گیری، ذهن انسانی دخیل نبوده و چنان که خواهید دید، تعادل و عدم سوگیری در نتایج ذکر شده برای دیدگان منصف، واضح و آشکار خواهد بود. امیدوارم!

نکته دیگری که باید ذکر کنم این است که پس از تکمیل پژوهش و نگارش، با توجه به اینکه در مقایسه بسیاری از شاخص‌ها، عوامل متعددی دخیل بود که می‌توانست دقت تحلیل را پایین بیاورد، مثلا درباره نرخ سوادآموزی، که هواداران جمهوری اسلامی معمولا روی آن تکیه می‌کنند و مخالفان این چالش را می‌آورند که رشد سوادآموزی از زمان پهلوی آغاز شده و اگر آن نظام امتداد می‌یافت چه بسا این رشد فعلی، از حاکمیت جمهوری اسلامی هم بیشتر می‌شود. به این فکر کردم که چگونه می‌توانم در چنین مواردی که به شرایط جهانی، روند رو به رشد شاخص‌ها و کیفیت کلی زندگی مرتبط است، بتوانم مقایسه منصفانه و دقیق‌تری ارایه دهم و اینجا بود که دوباره به سراغ هوش مصنوعی رفتم. از او خواستم درباره برخی از این شاخص‌ها پیش‌بینی کند در صورتی که نظام پهلوی باقی می‌ماند وضعیت به چه صورت پیش می‌رفت تا مقایسه‌ای بر اساس این پیش‌بینی‌ها نیز انجام دهم.

بخش‌های مربوط به پیش‌بینی‌های هوش مصنوعی و تحلیل‌های ناشی از آن را نیز به انتهای مقاله اضافه کردم. تا ببینیم نتیجه چه خواهد بود.

 

I. خلاصه اجرایی

این گزارش به مقایسه جامع عملکرد ایران در دو دوره حکومتی پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷ شمسی) و جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون) می‌پردازد. تحلیل‌ها بر اساس شاخص‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوق زنان، مهاجرت، سیاست خارجی و جایگاه ایران در منطقه و جهان استوار است. با در نظر گرفتن شرایط اولیه هر دوره، از جمله وضعیت ایران پس از جنگ جهانی دوم و قحطی در آغاز دوره پهلوی، و شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در زمان به قدرت رسیدن جمهوری اسلامی، تلاش شده است تا ارزیابی منصفانه و دقیقی ارائه شود.

دوره پهلوی، به ویژه در سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵، شاهد رشد اقتصادی بی‌سابقه‌ای بود که عمدتاً ناشی از افزایش درآمدهای نفتی و برنامه‌های توسعه زیرساختی بود. تولید ناخالص داخلی سرانه به طور چشمگیری افزایش یافت و ایران در مسیر صنعتی شدن قرار گرفت. با این حال، این رشد با نابرابری‌های فزاینده، فساد گسترده، و سرکوب سیاسی همراه بود که نارضایتی‌های اجتماعی را تشدید کرد. در حوزه اجتماعی و فرهنگی، سیاست‌های غرب‌گرایانه و سکولار محمدرضا پهلوی، در کنار پیشرفت‌هایی در آموزش و حقوق زنان، با مقاومت جامعه سنتی و مذهبی مواجه شد.

در مقابل، جمهوری اسلامی با شعار عدالت اجتماعی، استقلال و آزادی به قدرت رسید. دوره اولیه آن با جنگ ویرانگر ایران و عراق و تحریم‌های بین‌المللی همراه بود که رشد اقتصادی را به شدت کند کرد و منجر به تورم بالا و کاهش قدرت خرید شد. با وجود این چالش‌ها، جمهوری اسلامی در گسترش خدمات اولیه و زیرساخت‌ها به مناطق روستایی و کاهش فقر مطلق موفقیت‌هایی کسب کرد. با این حال، فساد همچنان یک چالش جدی باقی ماند و آزادی‌های سیاسی و فرهنگی به شدت محدود شد. حقوق زنان، با وجود افزایش دسترسی به آموزش عالی، تحت قوانین شرعی دچار محدودیت‌هایی شد. سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر اساس اصل “نه شرقی، نه غربی” و صدور انقلاب اسلامی شکل گرفت که به انزوای بین‌المللی و تنش‌های منطقه‌ای منجر شد.

در مجموع، دوره پهلوی در شاخص‌های رشد اقتصادی و جایگاه بین‌المللی (به عنوان متحد غرب) عملکرد قوی‌تری داشت، اما در توزیع عادلانه ثروت، مبارزه با فساد و مشارکت سیاسی با چالش‌های جدی روبرو بود. جمهوری اسلامی در گسترش خدمات عمومی و کاهش فقر مطلق موفق بود، اما در شاخص‌های کلان اقتصادی نظیر کنترل تورم، ارزش پول و ایجاد اشتغال پایدار، و همچنین در زمینه آزادی‌های مدنی و سیاسی، عملکرد ضعیف‌تری از خود نشان داد. پیش‌بینی وضعیت ایران در سال ۱۴۰۴ در صورت تداوم حکومت پهلوی، با توجه به روندهای رشد پیش از انقلاب، نشان می‌دهد که ایران می‌توانست به جایگاه اقتصادی بسیار بالاتری در مقایسه با وضعیت کنونی جمهوری اسلامی دست یابد و در رده کشورهای توسعه‌یافته قرار گیرد.

 

II. مقدمه: ترسیم صحنه

برای درک عمیق‌تر کارنامه دو نظام پهلوی و جمهوری اسلامی در ایران، ضروری است که شرایط اولیه هر دوره، چالش‌ها و فرصت‌های پیش‌رو، و همچنین سیاست‌های اتخاذ شده را به دقت بررسی کرد. این بخش به ترسیم وضعیت ایران در زمان به قدرت رسیدن محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۲۰ و جمهوری اسلامی در سال ۱۳۵۷ می‌پردازد.

 

شرایط اولیه دوره پهلوی (۱۳۲۰)

محمدرضا پهلوی در سال ۱۳۲۰ در پی فشار نیروهای متفقین (بریتانیا و شوروی) و کناره‌گیری پدرش، رضاشاه، به سلطنت رسید. ایران، با وجود اعلام بی‌طرفی در جنگ جهانی دوم، توسط این قدرت‌ها اشغال شده بود. این اشغال، پیامدهای اقتصادی و سیاسی گسترده‌ای داشت.

  • آشفتگی سیاسی و اشغال خارجی: اشغال متفقین به فروپاشی نیروهای امنیت داخلی، حاکمیت شرایط نیمه‌خودمختار در استان‌ها، و اختلال در دستگاه اداری کشور منجر شد. شاه جوان، که تا آن زمان در یک مدرسه شبانه‌روزی در سوئیس تحصیل می‌کرد، برای حکمرانی آماده نبود و یک رژیم مشروطه ضعیف را به ارث برد.
  • ویرانی اقتصادی و قحطی: اشغال متفقین پیامدهای اقتصادی بسیار مخربی به همراه داشت. متفقین کنترل راه‌آهن سراسری ایران و بخش قابل توجهی از ظرفیت توزیع مواد غذایی کشور (۷۵ درصد) را در دست گرفتند. این امر تجارت داخلی را مختل کرد، هزینه زندگی را بیش از ۷۰۰ درصد افزایش داد، و همراه با خشکسالی در سال ۱۳۲۱، منجر به قحطی ویرانگری در جنوب تحت اشغال بریتانیا شد. نیروهای متفقین مقادیر زیادی از مواد غذایی ایران را خریداری یا مصادره کردند و مقامات شوروی ارسال غلات از شمال را محدود کردند. دستمزدها برای تامین غذای اساسی کافی نبود و بسیاری از کارگران رژیم غذایی قحطی‌زده داشتند. تخمین‌ها حاکی از آن است که بین ۳ تا ۴ میلیون ایرانی، یعنی یک چهارم جمعیت کشور، در این دوره بر اثر گرسنگی و بیماری جان باختند.
  • نفوذ فزاینده خارجی: این دوره نقطه عطفی در روابط ایران و آمریکا بود، زیرا ایران به دنبال کمک و مشاوره از ایالات متحده بود که سیاست “دوستی بی‌علاقه” را در قبال ایران در پیش گرفته بود.1 در همین حال، شوروی به طور فعال از جنبش‌های جدایی‌طلب در شمال ایران، به ویژه در آذربایجان، حمایت می‌کرد.
  • زیرساخت‌های موجود (میراث رضاشاه): با وجود بحران فوری، دوره پیشین حکومت رضاشاه برخی زیرساخت‌های اساسی را بنا نهاده بود، از جمله ۵۰ برابر شدن شبکه جاده‌ای، ساخت راه‌آهن سراسری ایران، و تاسیس بیش از ۸۰۰ کارخانه صنعتی مدرن تا سال ۱۳۲۰ که با هدف کاهش وابستگی به واردات صورت گرفته بود.

 

شرایط اولیه جمهوری اسلامی (۱۳۵۷)

انقلاب ۱۳۵۷، سلطنت پهلوی را سرنگون کرد و با وعده عدالت اجتماعی، آزادی، دموکراسی و استقلال از نفوذ قدرت‌های بزرگ به قدرت رسید.9 این انقلاب ریشه در نارضایتی گسترده از حکومت استبدادی شاه، سوءمدیریت اقتصادی، فساد، و نفوذ بیش از حد غرب داشت.

  • دگرگونی انقلابی و تغییر ایدئولوژیک: انقلاب با رویکردی مارکسیستی-اسلامی، به نفع “مستضعفین” (فرودستان) شکل گرفت. جمهوری اسلامی جدید، یک نظام سیاسی منحصر به فرد با دو ستون الهیاتی و جمهوری‌خواهانه تاسیس کرد و بلافاصله به اسلامی‌سازی سیستماتیک دولت و جامعه پرداخت.
  • اختلال اقتصادی و ملی‌سازی: اقتصاد کشور به طور کامل برای همسویی با اصول اسلامی و با تاکید بر خودکفایی بازسازی شد. تقریباً تمام بازیگران اصلی اقتصادی، از جمله بانک‌ها، شرکت‌های بیمه، و صنایع بزرگ (تولید، کشاورزی، تجارت) ملی شدند. این اقدام منجر به حذف طبقه کارآفرین و صنعتی نوظهور ایران شد.14 خروج سرمایه به میزان ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار اندکی قبل و پس از انقلاب رخ داد. بخش خصوصی تضعیف شد و سیستم سرمایه‌گذاری بی‌ثبات گردید.
  • چالش‌های فوری داخلی و خارجی: انقلاب بلافاصله با جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷) مواجه شد که حدود ۵۰۰ میلیارد دلار از اقتصاد کشور را تخلیه کرد و هیچ سیاست اقتصادی قوی پس از جنگ برای حمایت از اقتصاد وجود نداشت، که منجر به افزایش وابستگی به درآمدهای نفتی پرنوسان و تورم شد. ایالات متحده حدود ۱۱ میلیارد دلار از دارایی‌های ایران را مسدود کرد و تحریم‌های اولیه‌ای را در پاسخ به بحران گروگان‌گیری اعمال نمود.

 

III. عملکرد و توسعه اقتصادی

این بخش به بررسی شاخص‌های اصلی رشد و توسعه اقتصادی در دو دوره پهلوی و جمهوری اسلامی می‌پردازد.

 

تولید ناخالص داخلی (GDP) و رشد اقتصادی

 

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • پس از آشفتگی‌های اولیه پس از جنگ جهانی دوم، ایران بین سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵ یک “دوره طلایی” از رشد اقتصادی سریع را تجربه کرد. رشد واقعی تولید ناخالص داخلی (GDP) بین سال‌های ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۵ به طور متوسط سالانه ۹.۸ درصد بود، در حالی که تولید ناخالص داخلی غیرنفتی با سرعت بیشتری (۱۰.۱ درصد) رشد کرد. تولید ناخالص داخلی سرانه در این سال‌ها تقریباً هفت برابر شد و در سال ۱۳۵۵ به بالاترین سطح تاریخی خود یعنی ۱۰,۲۶۶ دلار رسید. میانگین نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی سرانه حدود ۹ درصد بود. این رشد به شدت به افزایش درآمدهای نفتی وابسته بود.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • دوره بلافاصله پس از انقلاب (۱۳۵۶-۱۳۶۷) شاهد معکوس شدن روندهای رشد بود، به طوری که تولید ناخالص داخلی واقعی به طور متوسط سالانه ۲.۴- درصد کاهش یافت.20 این رشد منفی به آشفتگی‌های انقلاب، جنگ هشت ساله ایران و عراق، انزوای بین‌المللی و افزایش تسلط دولت بر اقتصاد نسبت داده شد.20 یک ایرانی به طور متوسط در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ حدود ۳۴,۶۶۰ دلار (معادل ۴۰ درصد از درآمد واقعی سرانه) از دست داد.
  • رشد بین سال‌های ۱۳۶۸ تا ۱۳۸۱ (متوسط ۴.۷ درصد) و ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۲ (متوسط ۶ درصد) تا حدودی بهبود یافت که ناشی از اصلاحات و قیمت‌های بالای نفت بود.20 با این حال، به طور کلی، میانگین نرخ رشد اقتصادی سالانه ایران در چهار دهه پس از انقلاب تنها حدود ۲ درصد بوده است. درآمد سرانه از سال ۱۳۵۷ حداقل ۳۰ درصد کاهش یافته است. در سال ۱۳۹۸، تولید ناخالص داخلی سرانه ۵,۹۲۲ دلار بود و بالاترین رقم پس از انقلاب در سال ۱۳۹۶ با ۶,۹۴۸ دلار به ثبت رسید. پیش‌بینی‌های فعلی تولید ناخالص داخلی سرانه (اسمی) را برای سال ۱۴۰۴ معادل ۳,۹۰۰ دلار و (برابری قدرت خرید) ۱۹,۹۶۰ دلار تخمین می‌زنند.
  • وابستگی به نفت و ثبات سیاسی:
  • الگوی ثابتی که در هر دو دوره مشاهده می‌شود، این است که دوره‌های درآمدهای بالای نفتی و ثبات نسبی سیاسی با رشد اقتصادی قوی همراه هستند، در حالی که آشفتگی‌های سیاسی و فشارهای خارجی (مانند تحریم‌ها) منجر به انقباض قابل توجه اقتصادی می‌شوند.
  • در دوره پهلوی (۱۳۳۹-۱۳۵۵)، رشد سریع تولید ناخالص داخلی (۹.۸ درصد سالانه) و افزایش هفت برابری تولید ناخالص داخلی سرانه مستقیماً با افزایش درآمدهای نفتی تامین شد. این نشان می‌دهد که یک محیط سیاسی باثبات، همراه با درآمد قابل توجه نفتی، امکان سرمایه‌گذاری در مقیاس بزرگ و گسترش اقتصادی را فراهم می‌آورد. در مقابل، دوره پس از انقلاب (۱۳۵۶-۱۳۶۷) شاهد رشد منفی تولید ناخالص داخلی (۲.۴- درصد سالانه) بود که ناشی از تاثیر ترکیبی آشفتگی‌های انقلابی، جنگ ایران و عراق، و انزوای بین‌المللی بود که تولید و درآمد نفتی را به شدت مختل کرد.20 این موضوع وابستگی ساختاری عمیق اقتصاد به نفت و آسیب‌پذیری آن در برابر شوک‌های سیاسی را برجسته می‌کند. حتی در سال‌های بعد، اقتصاد زمانی که تحریم‌ها درآمدهای نفتی را کاهش دادند، دچار تزلزل شد. این نشان می‌دهد که با وجود تغییر ایدئولوژیک در حکمرانی، اتکای اساسی به نفت و آسیب‌پذیری در برابر رویدادهای ژئوپلیتیکی، یک ویژگی تعیین‌کننده باقی مانده است که عملکرد اقتصادی را بسیار پرنوسان و تحت تاثیر عوامل خارجی قرار می‌دهد.
  • رشد بدون اشتغال در جمهوری اسلامی:
  • با وجود اینکه جمهوری اسلامی به برخی موفقیت‌ها در رشد اقتصادی دست یافته است، به ویژه در دوره‌های رونق نفتی، این رشد به ایجاد فرصت‌های شغلی کافی، به ویژه برای جوانان تحصیل‌کرده، منجر نشده است. این نشان‌دهنده یک مشکل ساختاری در مدل اقتصادی آن است.
  • نرخ بیکاری در جمهوری اسلامی، به ویژه در میان جوانان، فارغ‌التحصیلان دانشگاهی و زنان، بالا باقی مانده است. به طور رسمی، از هر هشت ایرانی یک نفر بیکار است. حتی در دوره‌های “رشد قوی”، اقتصاد تعداد بسیار کمی شغل ایجاد کرد (به عنوان مثال، تنها ۱۴,۰۰۰ شغل سالانه بین سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۰، در حالی که ۷۰۰,۰۰۰ جوان وارد بازار کار می‌شدند). این “رشد بدون اشتغال” تا حدی به سیاست‌هایی مانند حفظ قیمت پایین انرژی داخلی نسبت داده می‌شود که منجر به ترجیح ماشین‌آلات انرژی‌بر به جای نیروی کار می‌شود 25، و همچنین فقدان یک سیاست روشن برای گسترش اقتصاد داخلی فراتر از نفت. این امر دلالت بر آن دارد که استراتژی اقتصادی، با وجود اهداف پوپولیستی خود، در ایجاد فرصت‌های شغلی پایدار و فراگیر شکست خورده است و به بی‌ثباتی اجتماعی-اقتصادی برای بخش بزرگی از جمعیت، حتی با وجود کاهش نرخ فقر مطلق، کمک کرده است.9 این عدم توانایی در جذب نیروی کار تحصیل‌کرده، یک چالش بلندمدت مهم برای ثبات و توسعه اجتماعی است.

جدول ۱: مقایسه رشد تولید ناخالص داخلی و تولید ناخالص داخلی سرانه (۱۳۳۹-۱۴۰۳)

سال رشد تولید ناخالص داخلی (سالانه %) – دوره پهلوی رشد تولید ناخالص داخلی (سالانه %) – جمهوری اسلامی تولید ناخالص داخلی سرانه (دلار آمریکا، جاری) – دوره پهلوی تولید ناخالص داخلی سرانه (دلار آمریکا، جاری) – جمهوری اسلامی تولید ناخالص داخلی سرانه (برابری قدرت خرید، دلار بین‌المللی جاری) – جمهوری اسلامی
۱۳۳۹ ۹.۸ (میانگین ۱۳۳۹-۱۳۵۵) ۳۷۲
۱۳۴۰-۱۳۵۵ رشد بالا افزایش ۷ برابری
۱۳۵۵ ۱۰,۲۶۶
۱۳۵۷ ۲.۴- (میانگین ۱۳۵۶-۱۳۶۷)
۱۳۶۷
۱۳۷۸ ۴.۷ (میانگین ۱۳۶۸-۱۳۸۱) ۵,۹۲۲
۱۳۸۱ ۶ (میانگین ۱۳۷۹-۱۳۸۲)
۱۳۹۶ ۶,۹۴۸
۱۳۹۸ ۵,۹۲۲
۱۴۰۳ ۳.۰ ۴,۷۷۱.۴ ۱۹,۹۶۰ (پیش‌بینی ۱۴۰۴)

 

ارزش پول و تورم

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • ریال ایران در بیشتر دوره پهلوی در برابر دلار آمریکا ثبات نسبی داشت. در سال ۱۳۵۷، ۷۰ ریال برابر با ۱ دلار آمریکا بود.16 نرخ تورم سالانه در بیشتر این دوره معمولاً پایین تا متوسط بود و به طور متوسط ۸ درصد گزارش شده است.28 از سال ۱۳۳۹ تا ۱۳۵۱، تورم عمدتاً تک رقمی بود، اگرچه در سال ۱۳۵۳ به ۱۴.۲۵ درصد و در سال ۱۳۵۶ به ۲۷.۲۹ درصد رسید.29 میانگین نرخ تورم از سال ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۵ به طور متوسط ۱۲.۶ درصد بود.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • ارزش ریال پس از انقلاب به دلیل فرار سرمایه به شدت کاهش یافت.16 تا تیرماه ۱۳۷۸، ۱ دلار آمریکا برابر با ۹,۴۳۰ ریال بود. نرخ رسمی ارز در اردیبهشت ۱۴۰۲، ۴۲,۰۰۰ ریال در برابر دلار بود 31، اما نرخ بازار آزاد در سال ۱۴۰۴ به ۶۴۵,۰۰۰ ریال در برابر دلار رسید.
  • تورم به طور مداوم بالا بوده و از زمان انقلاب ۱۳۵۷ به طور متوسط بیش از ۱۷ درصد بوده است. تورم به طور قابل توجهی از میانگین ۶.۶ درصد قبل از انقلاب به ۱۷.۴ درصد پس از آن افزایش یافت. تورم اغلب بالای ۳۰ درصد باقی مانده است، در سال ۱۳۷۴ به ۴۹.۶۶ درصد و در سال ۱۳۹۸ به بیش از ۵۰ درصد رسید.29 در سال ۱۴۰۲، این رقم ۴۴.۵۸ درصد بود. دلایل آن شامل چاپ پول، فروش دارایی‌های دولتی و تاثیر تحریم‌های بین‌المللی است که منجر به افزایش قیمت کالاهای وارداتی می‌شود.
  • بی‌ثباتی سیاسی و کاهش ارزش پول/تورم:
  • کاهش شدید و پایدار ارزش ریال ایران و نرخ‌های تورم بالا و مداوم در دوران جمهوری اسلامی، پیامدهای مستقیم بی‌ثباتی سیاسی، درگیری‌های طولانی‌مدت و تحریم‌های بین‌المللی هستند، که در تضاد آشکار با ثبات نسبی پول در دوره پهلوی قرار دارد.
  • دوره پهلوی، به ویژه قبل از اواخر دهه ۱۳۵۰، شاهد ریالی نسبتاً باثبات و تورمی قابل کنترل بود. این ثبات، مشخصه مدیریت اقتصادی آن دوره بود، حتی اگر رشد یکنواخت نبود. اما انقلاب بلافاصله منجر به فرار گسترده سرمایه و آشفتگی اقتصادی شد، که به کاهش سریع ارزش پول انجامید. جنگ هشت ساله ایران و عراق  و دهه‌ها تحریم‌های بین‌المللی  به شدت اقتصاد را محدود کرد و دولت را مجبور به استفاده از روش‌های تامین مالی تورم‌زا مانند چاپ پول کرد.34 خروج از برجام و اعمال مجدد تحریم‌ها، تورم و کاهش ارزش پول را بیشتر تشدید کرد. این نشان‌دهنده یک رابطه علت و معلولی آشکار است که در آن فشارهای خارجی و رویدادهای سیاسی/نظامی داخلی، ثبات اقتصاد کلان را در دوره جمهوری اسلامی به شدت تضعیف کرده‌اند، چالشی با ابعاد متفاوت از آنچه رژیم پهلوی با آن روبرو بود.

جدول ۲: نرخ تورم (شاخص قیمت مصرف‌کننده) و نرخ ارز ریال (دلار آمریکا/ریال) در طول زمان

سال نرخ تورم سالانه (%) نرخ رسمی ارز (ریال در برابر دلار آمریکا) نرخ بازار آزاد ارز (ریال در برابر دلار آمریکا)
۱۳۳۹ ۹.۸۲ ۷۵.۷۵
۱۳۴۵ ۰.۳۹- ۷۵.۷۵
۱۳۵۰ ۱.۶۷ ۷۵.۷۵
۱۳۵۶ ۲۷.۲۹ ۷۰.۶۵
۱۳۵۷ ۱۱.۷۲ ۷۰.۵۰ ۷۰
۱۳۵۸ ۱۰.۴۹ ۷۰.۵۰
۱۳۶۴ ۴.۳۹ ۲۰۷.۳۰
۱۳۷۴ ۴۹.۶۶ ۱,۷۲۵.۸۰
۱۳۷۸ ۲۰.۰۷ ۴,۱۷۲.۰۰ ۹,۴۳۰
۱۳۸۹ ۱۰.۰۹ ۱۰,۲۵۴.۱۷
۱۳۹۷ ۱۸.۰۱
۱۳۹۸ ۳۹.۹۱
۱۳۹۹ ۳۰.۵۹
۱۴۰۰ ۴۳.۳۹
۱۴۰۱ ۴۳.۴۹
۱۴۰۲ ۴۴.۵۸ ۴۲,۰۰۰ (اردیبهشت ۱۴۰۲)
۱۴۰۴ (پیش‌بینی) ۶۴۵,۰۰۰

 

قدرت خرید و حقوق کارگر

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • پس از جنگ جهانی دوم، دستمزدها برای تامین غذای اساسی ناکافی بود و منجر به رژیم‌های غذایی قحطی‌زده شد. با این حال، در دوران حکومت محمدرضا شاه، ایران شاهد “افزایش بی‌سابقه درآمد سرانه” بود. انقلاب سفید (دهه ۱۳۴۰) با هدف مشارکت کارگران در سود صنایع و کشاورزی آغاز شد. با وجود رشد سریع، منافع اقتصادی به طور یکنواخت توزیع نشد، که منجر به سختی‌هایی برای بسیاری از ایرانیان و تشدید مخالفت با شاه شد. نابرابری درآمد یک عامل مهم در بسیج عمومی برای انقلاب ۱۳۵۷ بود. ضریب جینی در سال ۱۳۵۱ بالای ۰.۴۰ بود.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • یک ایرانی به طور متوسط در سال‌های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۷ حدود ۴۰ درصد از درآمد واقعی سرانه خود را به دلیل انقلاب و جنگ از دست داد. درآمد سرانه از سال ۱۳۵۷ حداقل ۳۰ درصد کاهش یافته است. در حالی که نرخ فقر مطلق به طور قابل توجهی کاهش یافت (از ۲۵ درصد در دهه ۱۳۵۰ به کمتر از ۱۰ درصد در سال ۱۳۹۳) به دلیل رویکرد “طرفدار روستا و فقرا” و گسترش خدمات اولیه 9، بخش عمده‌ای از ایرانیان همچنان از بی‌ثباتی اجتماعی-اقتصادی رنج می‌برند. منابع رسمی اعلام می‌کنند که ۱۲ میلیون نفر زیر خط فقر مطلق و ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر زیر خط فقر زندگی می‌کنند. تخمین‌ها نشان می‌دهد که ۵۰ تا ۷۰ درصد کارگران در معرض خطر سقوط به فقر هستند و نرخ فقر احتمالاً امروز از ۵۰ درصد فراتر رفته است. درآمد واقعی بسیاری از کارمندان به دلیل تورم بالا کاهش یافته است.34 نرخ اشتغال رسمی (۲۷.۵ درصد) در مقایسه با کشورهای همسایه پایین است که نشان‌دهنده بخش غیررسمی بزرگ است. شرایط کار برای زنان بدتر از مردان است. ضریب جینی نابرابری درآمد به طور کلی بالای ۰.۴۰ باقی مانده است، مشابه دوران شاه، که نشان‌دهنده فقدان “رشد اقتصادی فراگیر” است. کاهش نابرابری درآمد ناشی از انقلاب و جنگ، بیشتر به دلیل تاثیر منفی بر پردرآمدها بود تا بهبود وضعیت گروه‌های کم‌درآمد.
  • کاهش فقر در برابر بی‌ثباتی و توزیع ناعادلانه:
  • هدف اعلام شده جمهوری اسلامی، عدالت اجتماعی و کمک به “مستضعفین” بود و این نظام در کاهش فقر مطلق و گسترش خدمات اولیه به مناطق روستایی موفقیت‌هایی کسب کرد. با این حال، این امر به امنیت اقتصادی گسترده یا کاهش قابل توجه نابرابری درآمد منجر نشده است، که به تناقض کاهش فقر مطلق در کنار بی‌ثباتی اجتماعی-اقتصادی فراگیر می‌انجامد.
  • انقلاب به صراحت با هدف رفع “مدل توسعه نامتوازن” سلطنت و حمایت از “مستضعفین” صورت گرفت. در واقع، جمهوری اسلامی رویکرد “طرفدار روستا و فقرا” را پیاده کرد و زیرساخت‌ها و خدمات اولیه را به مناطق روستایی گسترش داد، که به طور مشهودی نرخ فقر را از ۲۵ درصد در دهه ۱۳۵۰ به کمتر از ۱۰ درصد تا سال ۱۳۹۳ کاهش داد. این یک دستاورد مهم در زمینه نیازهای اساسی است. با این حال، به طور همزمان، بخش بزرگی از ایرانیان (۱۲ میلیون نفر فقر مطلق، ۲۵ تا ۳۰ میلیون نفر فقر نسبی، و احتمالاً بیش از ۵۰ درصد جمعیت امروز در فقر) همچنان با “بی‌ثباتی اجتماعی-اقتصادی” روبرو هستند. این وضعیت با بیکاری بالا، به ویژه “رشد بدون اشتغال” ، و تورم بالا و مداوم که درآمدهای واقعی را کاهش می‌دهد، تشدید می‌شود. علاوه بر این، ضریب جینی نابرابری درآمد به طور مداوم بالا (بالای ۰.۴۰) باقی مانده است، که با دوران شاه قابل مقایسه است. این نشان می‌دهد که در حالی که برخی از افراد در پایین‌ترین سطح جامعه ممکن است از فقر نجات یافته باشند، توزیع ساختاری ثروت به طور اساسی تغییر نکرده است تا جامعه‌ای عادلانه‌تر ایجاد شود. مکانیسم کاهش نابرابری عمدتاً “منفی” بود، یعنی پردرآمدها را به شدت تحت تاثیر قرار داد، نه “مثبت” که به طور قابل توجهی وضعیت فقرا را بهبود بخشد. این نتیجه پیچیده نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی در گسترش دسترسی به خدمات اولیه موفق بود، اما در تحقق وعده گسترده‌تر رفاه اقتصادی و عدالت اجتماعی برای همگان با چالش‌هایی روبرو شد.

جدول ۳: نرخ فقر و نابرابری درآمد (ضریب جینی)

سال نرخ فقر (%) ضریب جینی
دهه ۱۳۵۰ (پهلوی) ۲۵
۱۳۵۱ (پهلوی) ۰.۴۰+
۱۳۸۱ (جمهوری اسلامی) ۱۵ (۲۰۰۱) ۰.۴۰+
۱۳۹۳ (جمهوری اسلامی) کمتر از ۱۰
۱۳۹۷ (جمهوری اسلامی) ۰.۳۸۸
۱۳۹۸ (جمهوری اسلامی) ۵۵ (بر اساس ۳.۴ میلیون تومان/ماه)
کنونی (جمهوری اسلامی) ۵۰+ (تخمین)

 

فساد

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • فساد یک “مشکل جدی” و “گسترده” بود. استفانی کرونین فساد در دوره رضاشاه را “در مقیاس بزرگ” توصیف می‌کند. مقیاس فساد پس از سال ۱۳۵۲ با افزایش قیمت نفت، به ویژه در میان خانواده سلطنتی، شرکا و دوستانشان، به طور قابل توجهی افزایش یافت. تخمین‌ها نشان می‌دهد که فساد بوروکراتیک حداقل ۱ میلیارد دلار بین سال‌های ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۵ را شامل می‌شد. بنیاد پهلوی به صراحت به عنوان مروج فساد رسمی شناخته شده بود. در یک گزارش سیا در اواسط دهه ۱۳۵۰، دربار سلطنتی به عنوان “مرکز فساد و سوءاستفاده از نفوذ” توصیف شد. این “فساد فراگیر خاندان پهلوی” اعتبار شاه را تضعیف کرد و عامل مهمی در انقلاب ۱۳۵۷ بود. خروج سرمایه به میزان ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار درست قبل از انقلاب رخ داد.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • فساد همچنان “گسترده است، به ویژه در دولت”. شاخص ادراک فساد (CPI) سازمان شفافیت بین‌الملل در سال ۱۴۰۳ به ایران نمره ۲۳ از ۱۰۰ (که ۰ به معنی بسیار فاسد و ۱۰۰ به معنی بسیار پاک است) داد و ایران را در رتبه ۱۵۱ از ۱۸۰ کشور قرار داد. این پایین‌ترین نمره ایران از سال ۱۳۹۱ است. ناظران مستقل عموماً فساد در ایران را “ابزاری برای استراتژی ملی و ویژگی اصلی نظم سیاسی” می‌دانند، نه صرفاً “گاه‌به‌گاه”. این امر به مشکلات اقتصادی قابل توجهی از جمله عدم ایجاد شغل، مسکن نامناسب، تورم و رکود درآمدها نسبت داده می‌شود. خصوصی‌سازی منجر به ایجاد “شرکت‌های شبه‌دولتی تحت کنترل افراد قدرتمند داخلی” شد. رهبر جمهوری اسلامی خود نیز طبق گزارش‌ها، یک امپراتوری مالی ۹۵ میلیارد دلاری را که بر اساس مصادره اموال بنا شده، کنترل می‌کند. عدم شفافیت و پاسخگویی در فرآیندهای تصمیم‌گیری دولتی، عامل اصلی گسترش فساد است. افزایش درآمدهای نفتی منجر به افزایش قابل توجه سطح فساد می‌شود.
  • فساد به عنوان یک مشکل سیستماتیک:
  • انقلاب ایران تا حدی ناشی از نارضایتی عمومی از فساد شاه بود. با این حال، با وجود آرمان‌های انقلابی، فساد در جمهوری اسلامی ریشه‌کن نشده است؛ بلکه به یک مشکل عمیقاً ریشه‌دار و سیستماتیک تبدیل شده است، هرچند با بازیگران و مکانیسم‌های متفاوت.
  • دوره پهلوی با فساد “در مقیاس بزرگ” و “فراگیر” مشخص می‌شد. این فساد، به ویژه در میان خاندان سلطنتی و اطرافیان، به طور قابل توجهی به بی‌اعتبار شدن رژیم و بروز انقلاب کمک کرد. اما داده‌های مربوط به جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که این مشکل نه تنها حل نشده، بلکه به شکلی دیگر ادامه یافته است. نمره پایین ایران در شاخص ادراک فساد سازمان شفافیت بین‌الملل (۲۳ از ۱۰۰ در سال ۱۴۰۳) و توصیف آن به عنوان “ابزاری برای استراتژی ملی و ویژگی اصلی نظم سیاسی”  نشان‌دهنده نهادینه شدن فساد است. این وضعیت، با وجود تغییر رژیم و شعارهای انقلابی، دلالت بر این دارد که ساختارهای قدرت و عدم شفافیت، فارغ از ایدئولوژی حاکم، می‌توانند به تداوم و حتی تشدید فساد منجر شوند. این موضوع به ویژه در مورد “شرکت‌های شبه‌دولتی تحت کنترل افراد قدرتمند داخلی” و نقش درآمدهای نفتی در افزایش فساد مشهود است، که نشان می‌دهد فساد از یک مشکل فردی به یک چالش ساختاری تبدیل شده است که توسعه اقتصادی و اجتماعی را مختل می‌کند.

 

IV. چشم‌انداز سیاسی

این بخش به مقایسه شاخص‌های اصلی توسعه سیاسی و حکمرانی در دو دوره می‌پردازد.

 

ثبات سیاسی و حکمرانی

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • رضاشاه یک دولت مرکزی قوی بنا نهاد، اما حکومت او استبدادی بود و آزادی بیان را محدود می‌کرد و احزاب سیاسی را ممنوع می‌کرد. محمدرضا شاه در سال ۱۳۴۲ “انقلاب سفید” را آغاز کرد که هدف آن اصلاحات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی بود، اما این اصلاحات به صورت خودکامه و از بالا به پایین انجام شد و منجر به سرکوب مخالفان شد. این دوره شاهد “ظهور مجدد استبداد” بود. فقدان ارتباط مستمر با افکار عمومی و عدم تمایل به تعامل با مردم، از ویژگی‌های حکومت پهلوی بود. ساختارهای سیاسی و اقتصادی در دوره پهلوی به اندازه جمهوری اسلامی گسترده و پیچیده نبودند. با این حال، دوره ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۲ به عنوان یک دوره “واقعاً باثبات” از نظر سیاسی شناخته می‌شود.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • جمهوری اسلامی یک نظام سیاسی منحصر به فرد با ستون‌های الهیاتی (با رهبر عالی در راس) و جمهوری‌خواهانه (با مجلس و رئیس‌جمهور منتخب) تاسیس کرد. با این حال، این نظام به سرعت به سرکوب مخالفان سیاسی و تحمیل یک ساختار حکومتی تئوکراتیک پرداخت که کنترل قابل توجهی بر زندگی شهروندان داشت. انتخابات برگزار می‌شود، اما شورای نگهبان، یک نهاد انتصابی، تمامی نامزدهایی را که به اندازه کافی به نظام وفادار نیستند، رد صلاحیت می‌کند. قدرت نهایی در دست رهبر عالی و نهادهای انتصابی تحت کنترل اوست. پیچیدگی و گستردگی ساختارهای سیاسی و اقتصادی در جمهوری اسلامی محاسبات و برنامه‌ریزی توسط دولت‌های مخالف را بسیار پیچیده کرده است که به ثبات جمهوری اسلامی کمک کرده است. جمهوری اسلامی از طریق بحران‌های مختلف، تجربه و انعطاف‌پذیری زیادی کسب کرده است.
  • تفاوت‌های ساختاری در حکمرانی و ثبات:
  • مقایسه ثبات سیاسی و حکمرانی در دو دوره نشان می‌دهد که هر دو نظام با چالش‌های خاص خود روبرو بوده‌اند، اما ماهیت این چالش‌ها و پاسخ به آن‌ها متفاوت بوده است. دوره پهلوی، به ویژه در سال‌های پایانی، با وجود رشد اقتصادی، به دلیل ماهیت استبدادی و عدم مشارکت عمومی، به طور فزاینده‌ای بی‌ثبات شد و در نهایت با یک انقلاب مردمی سرنگون گردید.
  • در مقابل، جمهوری اسلامی، با وجود بحران‌های متعدد (مانند جنگ و تحریم‌ها)، توانسته است ثبات ساختاری خود را حفظ کند. این پایداری را می‌توان به پیچیدگی و گسترش نهادهای سیاسی و اقتصادی  و همچنین توانایی نظام در کسب تجربه از بحران‌ها و ایجاد انعطاف‌پذیری  نسبت داد. با این حال، این ثبات به قیمت محدودیت‌های شدید بر آزادی‌های سیاسی و مدنی و نادیده گرفتن استانداردهای دموکراتیک به دست آمده است. این نشان می‌دهد که ثبات سیاسی می‌تواند از طریق مکانیسم‌های متفاوتی (سرکوب در برابر مشارکت محدود و پیچیدگی نهادی) حاصل شود و لزوماً به معنای حکمرانی خوب یا رضایت عمومی نیست.

 

حقوق بشر و حاکمیت قانون

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • حکومت رضاشاه به دلیل سرکوب نظامی و تمرکز قدرت که مخالفت سیاسی را خفه می‌کرد، شناخته شده بود. او اتحادیه‌های کارگری و احزاب سیاسی را ممنوع کرد و مطبوعات را به شدت کنترل می‌کرد.36 محمدرضا شاه نیز “سرکوب سیاسی” و “نقض حقوق بشر” را در کارنامه خود داشت. سازمان ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) به دلیل شکنجه و زندانی کردن مخالفان شناخته شده بود. با این حال، ادبیات زندان در دوره پهلوی اغلب کلماتی مانند “خستگی” و “یکنواختی” را به کار می‌برد.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • جمهوری اسلامی سابقه حقوق بشری “به طور قابل توجهی بدتر” از سلسله پهلوی دارد. بین سال‌های ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۴، بیش از ۷۹۰۰ زندانی سیاسی اعدام شدند، در حالی که در دوره ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ کمتر از ۱۰۰ نفر اعدام شده بودند. سیستم زندان‌ها متمرکز و به شدت گسترش یافت و زندگی در زندان “به طور چشمگیری بدتر” شد. مجازات‌های خشن مانند قطع عضو، سنگسار، شلاق و کور کردن چشم در جمهوری اسلامی اعمال می‌شود. این مجازات‌ها شامل جرایمی مانند زنا، همجنس‌گرایی، شرکت در اعتراضات مسالمت‌آمیز و نوشیدن الکل نیز می‌شود.5آزادی بیان و مطبوعات به شدت محدود شده و انتقاد از رهبر عالی به شدت ممنوع است. ایران در سال ۱۴۰۳ در رتبه ۱۷۶ از ۱۸۰ کشور در شاخص آزادی مطبوعات جهانی قرار گرفت.
  • تغییر ماهیت سرکوب و عدالت:
  • انقلاب ۱۳۵۷ با وعده آزادی و عدالت به وقوع پیوست، اما شواهد نشان می‌دهد که در زمینه حقوق بشر و حاکمیت قانون، وضعیت به طور کلی بدتر شده است. این موضوع نشان می‌دهد که تغییر رژیم لزوماً به بهبود وضعیت حقوق شهروندان منجر نمی‌شود، بلکه می‌تواند ماهیت سرکوب را تغییر دهد.
  • در حالی که رژیم پهلوی نیز به سرکوب سیاسی و نقض حقوق بشر متهم بود، مقایسه آماری اعدام‌ها و توصیفات زندانیان نشان می‌دهد که شدت و گستردگی نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی به مراتب بیشتر بوده است. اعمال مجازات‌های شرعی خشن مانند قطع عضو و سنگسار، در کنار محدودیت‌های شدید بر آزادی بیان و مطبوعات عدم استقلال قضایی، نشان‌دهنده یک سیستم قانونی است که به جای حمایت از حقوق فردی، بر کنترل اجتماعی و ایدئولوژیک تمرکز دارد. این تفاوت در ماهیت و شدت سرکوب، یک جنبه حیاتی در ارزیابی کارنامه دو نظام است و نشان می‌دهد که با وجود تغییر ایدئولوژی حکومتی، مساله احترام به حقوق بنیادین شهروندان همچنان یک چالش عمیق باقی مانده است.

 

V. توسعه اجتماعی و فرهنگی

این بخش به مقایسه شاخص‌های اصلی توسعه اجتماعی و فرهنگی در دو دوره می‌پردازد.

 

آموزش و سواد

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • در اوایل قرن بیستم، آموزش زنان به آرامی گسترش یافت. در سال ۱۳۱۴، دانشگاه تهران تاسیس شد و زنان برای اولین بار آموزش سکولار را تجربه کردند. در آستانه انقلاب ۱۳۵۷، در سال‌های ۱۳۵۵-۱۳۵۶، ۴۰ درصد از دانش‌آموزان دبیرستانی دختر بودند. با این حال، این آمار عمدتاً منعکس‌کننده طبقات بالای جامعه ایران بود، زیرا زنان اقلیت‌های قومی یا مناطق روستایی تا حد زیادی از این اصلاحات آموزشی محروم بودند. نرخ سواد زنان در سال ۱۳۵۵، ۳۷ درصد و نرخ سواد مردان ۴۸ درصد بود.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • پس از انقلاب، اقدامات موثری برای ارتقاء سواد زنان انجام شد. نرخ سواد زنان از ۳۷ درصد در سال ۱۳۵۵ به ۸۷ درصد در سال ۱۳۹۴ افزایش یافت. شکاف سواد بین زنان و مردان از حدود ۲۴ درصد به ۹ درصد کاهش یافت. دسترسی به دانشگاه‌ها و محیط‌های آکادمیک و علاقه به آموزش عالی در میان ایرانیان پس از انقلاب به طور قابل توجهی افزایش یافته است. در سال ۱۳۸۷، پذیرش دانشجویان دختر در دانشگاه‌ها از ۵۰ درصد فراتر رفت و به ۵۳ درصد رسید. نرخ موفقیت ایران در گسترش و ارائه امکانات آموزشی و پژوهشی و تشویق شهروندان به کسب سواد تقریباً دو برابر نرخ رشد جهانی است. در سال ۱۳۵۶، تنها ۱۷ درصد از جمعیت زنان در مناطق روستایی باسواد بودند، اما در سال ۱۳۹۶ این رقم به ۷۳ درصد رسید.
  • گسترش دسترسی در جمهوری اسلامی:
  • جمهوری اسلامی، با وجود محدودیت‌های ایدئولوژیک، در گسترش دسترسی به آموزش، به ویژه برای زنان و مناطق روستایی، دستاوردهای قابل توجهی داشته است که این امر به کاهش نابرابری‌های آموزشی کمک کرده است. این نشان می‌دهد که تمرکز بر عدالت اجتماعی و رفع تبعیض جغرافیایی می‌تواند به پیشرفت‌های مهمی در شاخص‌های انسانی منجر شود.
  • در حالی که دوره پهلوی نیز تلاش‌هایی برای مدرنیزاسیون آموزش انجام داد، دسترسی به این امکانات عمدتاً در مناطق شهری و برای طبقات مرفه متمرکز بود. جمهوری اسلامی، با رویکرد “طرفدار روستا و فقرا”، به طور فعال به گسترش زیرساخت‌های آموزشی در مناطق محروم پرداخت. این سیاست منجر به افزایش چشمگیر نرخ سواد زنان (از ۳۷% به ۸۷% در سال‌های ۱۳۵۵ تا ۱۳۹۴) و کاهش شکاف سواد جنسیتی ، و همچنین افزایش دسترسی زنان به آموزش عالی (بیش از ۵۰% پذیرش دانشگاهی در سال ۱۳۸۷) شد. این گسترش عدالت آموزشی، به ویژه در مناطق روستایی (سواد زنان روستایی از ۱۷% به ۷۳% در سال‌های ۱۳۵۶ تا ۱۳۹۶)، یک دستاورد مهم در توسعه انسانی است که نشان‌دهنده توانایی نظام در بسیج منابع برای اهداف اجتماعی، حتی در شرایط دشوار، است.

 

بهداشت و سلامت

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • خدمات عمومی در ایران قبل از انقلاب نسبتاً توسعه‌نیافته بود و نابرابری‌های قابل توجهی در مراقبت‌های بهداشتی، آموزش و زیرساخت‌ها بین مناطق شهری و روستایی وجود داشت. با این حال، در دهه ۱۳۴۰، برنامه‌هایی مانند “انقلاب سفید” با هدف استقرار سپاه بهداشت برای خدمت در روستاها آغاز شد.36 در اوایل دهه ۱۳۵۰، امید به زندگی در ایران در مقایسه با کشورهای مرفه آن زمان که امید به زندگی ۶۹ تا ۷۱ سال داشتند، پایین‌تر بود.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • پس از انقلاب، خدمات عمومی دستخوش تغییرات قابل توجهی شد، از جمله گسترش برنامه‌های رفاه اجتماعی و افزایش تمرکز بر ارائه مراقبت‌های بهداشتی و آموزش به مناطق روستایی. توسعه‌های کلیدی شامل گسترش زیرساخت‌های مراقبت‌های بهداشتی (بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها در مناطق روستایی)، اجرای برنامه‌های مراقبت‌های بهداشتی اولیه با تمرکز بر مراقبت‌های پیشگیرانه و افزایش تعداد متخصصان پزشکی بود. امید به زندگی در ایران از ۷۳.۵ سال در سال ۱۳۷۹ به ۷۴.۷ سال در سال ۱۴۰۰ افزایش یافت. در سال ۱۳۹۱، ۹۵ درصد جمعیت به آب آشامیدنی از منابع بهبودیافته دسترسی داشتند.
  • بهبود دسترسی به خدمات سلامت:
  • جمهوری اسلامی در گسترش دسترسی به خدمات بهداشتی و درمانی، به ویژه در مناطق روستایی، نسبت به دوره پهلوی پیشرفت قابل توجهی داشته است. این امر نشان‌دهنده تغییر اولویت‌ها به سمت عدالت اجتماعی و پوشش همگانی است.
  • دوره پهلوی، با وجود تلاش‌ها برای مدرنیزاسیون ، در ارائه خدمات بهداشتی به مناطق روستایی و کاهش نابرابری‌های شهری-روستایی با چالش‌هایی روبرو بود. اما جمهوری اسلامی، با رویکرد “طرفدار فقرا و روستا”، به طور سیستماتیک به گسترش زیرساخت‌های بهداشتی در سراسر کشور، به ویژه در مناطق محروم، پرداخت. افزایش امید به زندگی و دسترسی بالا به آب آشامیدنی سالم، نشان‌دهنده موفقیت این سیاست‌ها در بهبود شاخص‌های سلامت عمومی است. این تفاوت در رویکرد و نتایج، بیانگر این است که جمهوری اسلامی توانسته است به وعده خود در زمینه عدالت اجتماعی در دسترسی به خدمات اولیه تا حدی عمل کند، که این امر به بهبود کیفیت زندگی برای بخش‌های وسیع‌تری از جمعیت، به ویژه در مقایسه با دوره پیش از انقلاب، منجر شده است.
  • چالش‌های کنونی در تامین آب و برق: جمهوری اسلامی در سال‌های اخیر با بحران فزاینده کمبود آب و برق و قطعی‌های گسترده مواجه است که ناشی از سوءمدیریت طولانی‌مدت، فساد سیستماتیک و حکمرانی ایدئولوژیک است. این بحران‌ها به نارضایتی عمومی و اعتراضات گسترده منجر شده است. مقامات دولتی اذعان دارند که ۲۴ استان کشور تحت تنش آبی قرار دارند و ذخایر سدها به شدت کاهش یافته است. به عنوان مثال، چهار سد اصلی تامین‌کننده آب تهران تنها ۱۳ درصد ظرفیت دارند و بیش از ۶۰ درصد آب شهر از منابع آب زیرزمینی تخلیه‌شده تامین می‌شود. با وجود اینکه مقامات “رفتار نامناسب مصرف‌کننده” را مقصر می‌دانند، تنها ۶ تا ۱۰ درصد مصرف آب مربوط به خانوارهاست و بخش عمده آن به کشاورزی ناکارآمد و صنایع وابسته به رژیم اختصاص دارد. زیرساخت‌های فرسوده، حفر چاه‌های غیرقانونی و برداشت بی‌رویه آب برای پروژه‌های دولتی، از جمله دلایل اصلی این بحران هستند. این وضعیت نشان می‌دهد که رژیم به جای حل ریشه‌ای مشکلات، بقای خود، پروژه‌های ایدئولوژیک و تامین مالی نیروهای سرکوبگر و شبه‌نظامیان را بر رفاه مردم و زیرساخت‌های ملی ترجیح می‌دهد.

 

دسترسی به خدمات اولیه (آب، برق، فاضلاب)

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • خدمات عمومی در ایران قبل از انقلاب نسبتاً توسعه‌نیافته بود و نابرابری‌های قابل توجهی در زیرساخت‌ها بین مناطق شهری و روستایی وجود داشت. “انقلاب سفید” (۱۳۴۲) شامل سرمایه‌گذاری‌های عمده در زیرساخت‌ها، یارانه‌ها و اعطای زمین به جمعیت دهقانان، و تقسیم سود برای کارگران صنعتی بود. با این حال، منافع اقتصادی به طور نابرابر توزیع شد و تغییرات در هنجارهای اجتماعی و نهادهای سنتی گسترده بود.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • جمهوری اسلامی بر گسترش زیرساخت‌ها و خدمات اولیه مانند برق و آب پاک از شهرها به روستاها تمرکز کرد. این رویکرد “طرفدار روستا و فقرا” منجر به حذف تقریباً کامل شکاف شهری-روستایی در دسترسی به زیرساخت‌ها شد. در سال ۱۳۹۱، ۹۹ درصد جمعیت شهری و ۹۵ درصد جمعیت روستایی به آب آشامیدنی سالم دسترسی داشتند. با این حال، دسترسی به دفع بهداشتی فاضلاب در مناطق شهری ۳۸.۸۲ درصد و در مناطق روستایی حدود ۰.۴۲ درصد بود که نیاز به افزایش این نسبت را نشان می‌داد. در سال‌های اخیر، ایران با بحران انرژی و کمبود آب و برق مواجه شده است، که منجر به نارضایتی عمومی و اعتراضات شده است.
  • پوشش گسترده در برابر چالش‌های پایداری:
  • جمهوری اسلامی در گسترش دسترسی به خدمات اولیه به مناطق روستایی به طور چشمگیری موفق بوده و شکاف شهری-روستایی را از بین برده است، که این امر یک دستاورد مهم در عدالت اجتماعی است. با این حال، این دستاورد با چالش‌های پایداری و کیفیت خدمات در سال‌های اخیر روبرو شده است.
  • در دوره پهلوی، با وجود سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها، خدمات عمومی به ویژه در مناطق روستایی توسعه‌نیافته باقی ماند. جمهوری اسلامی، با تغییر اولویت از توسعه نخبه‌گرا و شهری به رویکرد پوپولیستی و روستایی، توانست دسترسی به خدمات اساسی مانند برق و آب را به طور گسترده‌ای در سراسر کشور افزایش دهد. این گسترش، به ویژه در مناطق روستایی، یک تحول اجتماعی عمیق بود که به کاهش فقر مطلق کمک کرد. اما، شواهد اخیر نشان می‌دهد که این دستاوردها با چالش‌های جدی در حفظ کیفیت و پایداری خدمات مواجه شده‌اند، به طوری که کمبود آب و برق به یک مشکل مزمن تبدیل شده و اعتراضات مردمی را در پی داشته است. این وضعیت نشان می‌دهد که گسترش اولیه دسترسی، بدون برنامه‌ریزی بلندمدت و مدیریت کارآمد منابع، می‌تواند به مشکلات جدیدی در زمینه پایداری و کیفیت خدمات منجر شود.

 

توسعه فرهنگی و آزادی

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • رضاشاه قوانین اسلامی را با قوانین غربی جایگزین کرد و پوشش سنتی اسلامی، تفکیک جنسیتی و حجاب زنان را ممنوع کرد. او به دنبال مدرنیزاسیون و غربی‌سازی بود و هنر مدرن را برای نمایش تصویری پیشرو و جهان‌وطن ترویج می‌کرد. محمدرضا شاه نیز بر میراث تاریخی ایران تاکید داشت و پروژه‌های بزرگی مانند جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را برای ترویج غرور ملی سرمایه‌گذاری کرد. با این حال، این سیاست‌ها منجر به “سرکوب سیاسی” و “محدودیت آزادی بیان” شد. نفوذ فرهنگ غربی بسیاری از ایرانیان، به ویژه محافظه‌کاران و روستاییان را، که این تغییرات را تهدیدی برای ارزش‌های اسلامی و هویت ملی خود می‌دانستند، بیگانه کرد.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • پس از انقلاب، “انقلاب فرهنگی” جدیدی برای “پاکسازی” مردم ایران پس از سال‌ها غربی‌سازی آغاز شد. این پاکسازی شامل تعطیلی سه ساله دانشگاه‌ها، اسلامی‌سازی آموزش، اجرای قوانین پوشش (حجاب اجباری)، و آزار و اذیت اقلیت‌ها بود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای کنترل تمام فعالیت‌های فرهنگی در کشور ایجاد شد. تمام هنرمندان، نویسندگان و رسانه‌ها برای نمایش عمومی آثار خود نیاز به مجوز دارند. سانسور در ایران به عنوان “یکی از شدیدترین در جهان” در سال ۱۴۰۳ رتبه‌بندی شد. انتقاد از رهبر عالی به شدت ممنوع است.
  • تغییر جهت‌گیری فرهنگی و محدودیت‌ها:
  • در حالی که دوره پهلوی به دنبال غربی‌سازی و مدرنیزاسیون فرهنگی بود که با مقاومت‌هایی همراه شد، جمهوری اسلامی به طور سیستماتیک به اسلامی‌سازی فرهنگ و اعمال محدودیت‌های شدید بر آزادی‌های فرهنگی و هنری پرداخت. این تغییر جهت‌گیری، با وجود حفظ برخی جنبه‌های هویت ملی، به قیمت از دست رفتن تنوع و آزادی بیان تمام شد.
  • دوره پهلوی تلاش کرد تا ایران را به یک کشور مدرن و غربی‌گرا تبدیل کند، که این امر شامل ترویج هنر مدرن و تغییرات در هنجارهای اجتماعی بود. با این حال، این سیاست‌ها به دلیل ماهیت تحمیلی و نادیده گرفتن ارزش‌های سنتی و مذهبی، با مخالفت‌هایی روبرو شد و به شکاف فرهنگی در جامعه دامن زد. در مقابل، جمهوری اسلامی به دنبال “پاکسازی” جامعه از نفوذ غرب و اسلامی‌سازی کامل فرهنگ بود. این امر منجر به ایجاد نهادهای نظارتی مانند وزارت ارشاد، اعمال حجاب اجباری، و محدودیت‌های شدید بر آزادی‌های هنری و رسانه‌ای شد. رتبه بسیار پایین ایران در شاخص آزادی مطبوعات و ممنوعیت شبکه‌های اجتماعی، نشان‌دهنده سطح بالای سانسور و کنترل دولتی بر زندگی فرهنگی و فکری شهروندان است. این تفاوت اساسی در رویکرد فرهنگی، نشان می‌دهد که هر دو نظام به نوعی به دنبال تحمیل یک دیدگاه فرهنگی خاص بوده‌اند، اما جمهوری اسلامی این کار را با شدت و گستردگی بیشتری انجام داده است که منجر به کاهش قابل توجه آزادی‌های فردی و هنری شده است.

 

VI. حقوق زنان

این بخش به مقایسه وضعیت حقوق زنان در دو دوره می‌پردازد.

 

حقوق قانونی، اجتماعی و سیاسی

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • در دوره پهلوی، حقوق و آزادی‌های زنان عمدتاً با خواست رهبر برای تبدیل ایران به کشوری مدرن‌تر و اروپایی‌گونه ایجاد شد، اگرچه این امر بیشتر در مورد نخبگان کشور صدق می‌کرد و اکثریت جمعیت را نادیده می‌گرفت. در “انقلاب سفید” (۱۳۴۲)، حق رای زنان توسط نخست‌وزیر اسدالله علم اعطا شد. قانون حمایت خانواده (۱۳۴۶) به زنان ابزارهای قانونی برای کنترل زندگی شخصی خود با تغییرات قانونی در قوانین ازدواج کودکان، طلاق و حضانت به نفع آنها داد. زنان کمک مالی برای تحصیلات عالی و حق رای دریافت کردند. شش زن در انتخابات مجلس در سال ۱۳۴۲ انتخاب شدند و شاه دو زن را برای خدمت در سنا منصوب کرد.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • پس از انقلاب، آزادی‌ها و حقوق زنان پس گرفته شد. قوانین خانواده به عقب برگشت و پلیس امنیت اخلاقی، کمیته انقلاب و گشت ارشاد و … برای اجرای آنها تاسیس شد. امروز، مقامات هزاران زن را به دلیل پوشش خود دستگیر می‌کنند و مجازات آن حبس، شلاق یا جریمه است. حجاب برای همه زنان طبق قانون اجباری شد. با این حال، آیت‌الله خمینی پس از انقلاب اعلام کرد: “زنان حق دارند در سیاست دخالت کنند. این وظیفه آنهاست، اسلام یک دین سیاسی است”. زنان در آموزش عالی پیشرفت بی‌سابقه‌ای داشته‌اند و از نظر تعداد دانشجویان دختر از پسران پیشی گرفته‌اند.
  • تناقض در پیشرفت و پسرفت:
  • وضعیت حقوق زنان در ایران پس از انقلاب ۱۳۵۷ یک تناقض آشکار را نشان می‌دهد: در حالی که دسترسی به آموزش عالی به طور چشمگیری افزایش یافته و نابرابری‌های آموزشی کاهش یافته است، حقوق قانونی و اجتماعی زنان به شدت محدود شده و آزادی‌های فردی آن‌ها تحت قوانین شرعی نقض می‌شود. این وضعیت بیانگر این است که پیشرفت در یک حوزه لزوماً به معنای پیشرفت در حوزه‌های دیگر نیست.
  • در دوره پهلوی، پیشرفت‌ها در حقوق زنان، به ویژه در زمینه‌های سیاسی و قانونی، به عنوان بخشی از برنامه مدرنیزاسیون و غربی‌سازی شاه صورت گرفت. این پیشرفت‌ها، هرچند عمدتاً برای طبقات نخبه شهری قابل لمس بود، اما پایه‌ای برای مطالبات آتی زنان ایجاد کرد. با این حال، پس از انقلاب، بسیاری از این حقوق، به ویژه در زمینه قوانین خانواده و آزادی‌های فردی (مانند حجاب اجباری)، پس گرفته شد. این عقب‌گرد در حقوق قانونی و اجتماعی، با وجود افزایش چشمگیر دسترسی زنان به آموزش عالی و حتی پیشی گرفتن از مردان در برخی رشته‌ها، یک پارادوکس را ایجاد می‌کند. این نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی، با وجود تمرکز بر گسترش آموزش به عنوان یک ابزار توسعه، آزادی‌های فردی و اجتماعی زنان را قربانی ایدئولوژی خود کرده است. این تضاد، چالش‌های پیچیده‌ای را برای جنبش‌های حقوق زنان در ایران ایجاد کرده است، زیرا آن‌ها همزمان برای حفظ دستاوردهای آموزشی و مبارزه برای حقوق از دست رفته خود تلاش می‌کنند.

 

VII. مهاجرت

این بخش به مقایسه روند مهاجرت و تاثیرات آن در دو دوره می‌پردازد.

 

روندها و پیامدها (فرار مغزها)

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • در دهه ۱۳۲۰، در پی قحطی و شرایط سخت اقتصادی، مهاجرت داخلی به شهرها افزایش یافت. در دوره پهلوی، به ویژه در سال‌های پایانی، نارضایتی از رژیم و همچنین تلاش‌های شاه برای انحصار قدرت سیاسی، برخی افراد را به ترک کشور واداشت. تخمین زده می‌شود که ۷۰,۰۰۰ یهودی بین سال‌های ۱۳۲۷ تا ۱۳۵۷ به اسرائیل مهاجرت کردند.75 خروج سرمایه به میزان ۳۰ تا ۴۰ میلیارد دلار درست قبل از انقلاب نیز نشان‌دهنده خروج افراد مرفه و طبقه نخبه بود.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • انقلاب ۱۳۵۷ منجر به خروج اولیه افراد مرتبط با رژیم پیشین (سیاستمداران، پرسنل نظامی، روشنفکران) و سپس موج‌های بعدی مهاجرت افراد ناراضی از نظم سیاسی و اجتماعی جدید شد.76 جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷) مهاجرت را تشدید کرد، زیرا بسیاری از جوانان برای فرار از خدمت سربازی فرار می‌کردند. سختی‌های اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم‌ها نیز منجر به افزایش مهاجرت به دلایل اقتصادی شد. ایرانیان مهاجر عمدتاً دارای تحصیلات عالی بودند. در سال ۱۳۹۸، ایرانیان در میان ۱۰ ملیت برتر دریافت‌کننده پناهندگی در کشورهای OECD بودند. پدیده “فرار مغزها” در جمهوری اسلامی به یک روال روزمره تبدیل شده است، به طوری که پزشکان، پرستاران، مهندسان و سایر نخبگان برای یافتن زندگی بهتر به کشورهای دیگر فرار می‌کنند. در سال ۱۴۰۱، تنها ۱۴ درصد از ایرانیان مقیم خارج از کشور قصد قطعی بازگشت به کشور را داشتند، در حالی که ۶۲ درصد هیچ قصدی برای بازگشت نداشتند. تمایل به مهاجرت در میان کارمندان، مدیران میانی، کارآفرینان و مدیران ارشد به حدود ۷۰ درصد می‌رسد.
  • موج‌های گسترده مهاجرت در سال‌های اخیر:
    • پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸: اعتراضات گسترده‌ای در شهرهای بزرگ ایران در حمایت از نامزدهای مخالف، میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در پی اعلام پیروزی محمود احمدی‌نژاد در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ آغاز شد. این اعتراضات که به “جنبش سبز” معروف شد، با سرکوب خشونت‌آمیز توسط پلیس و نیروهای بسیج مواجه شد که منجر به کشته شدن ده‌ها نفر، دستگیری و شکنجه هزاران نفر، و حتی اتهام تجاوز گروهی در زندان‌ها شد. این سرکوب‌ها به موج جدیدی از مهاجرت دگراندیشان و فعالان سیاسی دامن زد. 
    • کشتار آبان ۱۳۹۸: اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ در پی افزایش ۵۰ تا ۲۰۰ درصدی قیمت سوخت آغاز شد و به سرعت به خشونت‌بارترین و شدیدترین ناآرامی‌های ضد دولتی از زمان انقلاب ۱۳۵۷ تبدیل شد. رژیم با قطع تقریباً کامل اینترنت و خطوط تلفن همراه و استقرار تک‌تیراندازان و نیروهای امنیتی در خیابان‌ها، به شدت پاسخ داد. این سرکوب خونین، به ویژه در شهرهایی مانند ماهشهر، منجر به کشته شدن صدها نفر شد و به موج مهاجرت از ایران افزود. 
    • اعتراضات پس از مرگ مهسا امینی (۱۴۰۱): مرگ مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد در شهریور ۱۴۰۱، موجی از اعتراضات بی‌سابقه را در سراسر ایران برانگیخت که “برخلاف هر آنچه کشور قبلاً دیده بود” توصیف شد. این اعتراضات که گسترده‌تر از اعتراضات سال‌های ۱۳۸۸، ۱۳۹۶ و ۱۳۹۸ بود، حتی پایگاه‌های قدرت جمهوری اسلامی مانند شهرهای مذهبی مشهد و قم را نیز دربرگرفت و شامل طبقات متوسط شهری، مناطق کارگری روستایی و برای اولین بار، دانش‌آموزان دختر می‌شد. در پی این اعتراضات، بسیاری از فعالان با احکام سنگین زندان مواجه شدند و برخی مجبور به ترک کشور شدند. 
  • اعتبار گذرنامه ایرانی: در حال حاضر (سال ۱۴۰۴)، گذرنامه ایرانی در شاخص گذرنامه هنلی در رتبه ۹۱ قرار دارد و تنها به ۴۲ مقصد امکان سفر بدون ویزا یا با ویزای فرودگاهی را می‌دهد. این در حالی است که تنها ۱۴ گذرنامه در جهان از گذرنامه ایران ضعیف‌تر هستند. این کاهش شدید اعتبار، نشان‌دهنده انزوای بین‌المللی و کاهش جایگاه ایران در جهان است.
  • تغییر ماهیت مهاجرت و فرار سرمایه انسانی:
  • در حالی که مهاجرت در دوره پهلوی بیشتر به دلایل سیاسی و نارضایتی نخبگان از انحصار قدرت بود، در دوره جمهوری اسلامی، مهاجرت به یک پدیده گسترده‌تر و چندوجهی تبدیل شده است که علاوه بر دلایل سیاسی، ریشه‌های عمیق اقتصادی و اجتماعی، به ویژه “فرار مغزها” و خروج سرمایه انسانی، دارد. این تغییر ماهیت، پیامدهای بلندمدت جدی‌تری برای توسعه ملی دارد.
  • مهاجرت در دوره پهلوی عمدتاً به دلیل نارضایتی از حکومت استبدادی و فقدان آزادی‌های سیاسی آغاز شد.74 با این حال، پس از انقلاب، ماهیت مهاجرت تغییر کرد و به یک “خروج گسترده” و “فرار مغزها” تبدیل شد. این پدیده نه تنها شامل افراد مرتبط با رژیم سابق، بلکه شامل جوانان تحصیل‌کرده، متخصصان و کارآفرینان می‌شود که به دلیل شرایط اقتصادی نامساعد، فقدان فرصت‌های شغلی، محدودیت‌های اجتماعی و سیاسی، و بی‌ثباتی کلی، به دنبال زندگی بهتر در خارج از کشور هستند. این روند، که با خروج سرمایه نیز همراه است، نشان‌دهنده از دست رفتن سرمایه انسانی و فکری کشور است که می‌تواند به طور جدی پتانسیل توسعه آینده ایران را تضعیف کند. این وضعیت، یک چالش ساختاری برای جمهوری اسلامی است که به مراتب گسترده‌تر و عمیق‌تر از مهاجرت‌های دوره پهلوی است.

 

VIII. سیاست خارجی و جایگاه ایران در منطقه و جهان

این بخش به مقایسه سیاست خارجی و موقعیت ایران در منطقه و جهان در دو دوره می‌پردازد.

 

اهداف و رویکردها

  • دوره پهلوی (۱۳۲۰-۱۳۵۷):
  • محمدرضا شاه در دهه ۱۳۵۰، به ویژه پس از خروج بریتانیا از خلیج فارس در سال ۱۳۴۷، به دنبال دکترین نیکسون، نقش “ژاندارم منطقه” را در خلیج فارس ایفا کرد. ایران به عنوان یکی از “قابل اعتمادترین متحدان ایالات متحده” در منطقه شناخته می‌شد و از سیاست‌های آمریکا در جنگ سرد حمایت می‌کرد. بودجه دفاعی ایران در چهار تا پنج سال حدود ۸۰۰ درصد افزایش یافت و ایران تسلیحات پیشرفته از آمریکا خریداری کرد. سیاست خارجی پهلوی بر “ناسیونالیسم باستان‌گرا” تاکید داشت. روابط ایران با ترکیه و پاکستان بسیار خوب بود و هر سه عضو پیمان سنتو بودند.
  • جمهوری اسلامی (۱۳۵۷-تاکنون):
  • پس از انقلاب، جمهوری اسلامی به طور چشمگیری سیاست خارجی “طرفدار آمریکا” شاه را معکوس کرد. سیاست “نه شرقی، نه غربی” اتخاذ شد.28 سیاست خارجی تحت حکومت خمینی اغلب بر حذف نفوذ خارجی و “صدور انقلاب اسلامی” تاکید داشت. ایران از گروه‌های شبه‌نظامی شیعه در سراسر منطقه حمایت کرد تا نفوذ سنی را به چالش بکشد و به “نظم سیاسی شیعه تحت رهبری ایران” دست یابد. جنگ ایران و عراق (۱۳۵۹-۱۳۶۷) ایران را در انزوای کامل قرار داد. پس از جنگ، جمهوری اسلامی رویکرد رادیکال خود را تعدیل کرد. درآمدهای نفتی، قابلیت‌های نظامی و اتخاذ هویت شیعی به عنوان عوامل نفوذ منطقه‌ای ایران در جمهوری اسلامی ذکر شده‌اند.
  • تغییر رادیکال در جایگاه و روابط:
  • انقلاب ۱۳۵۷ یک تغییر رادیکال در اهداف و رویکردهای سیاست خارجی ایران ایجاد کرد، از یک متحد نزدیک غرب و “ژاندارم منطقه” به یک قدرت مستقل و انقلابی که به دنبال صدور ایدئولوژی خود بود. این تغییر منجر به انزوای بین‌المللی و تنش‌های منطقه‌ای شد، اما همچنین به ایران امکان داد تا نفوذ خود را از طریق شبکه‌های غیردولتی و ایدئولوژیک گسترش دهد.
  • در دوره پهلوی، ایران به عنوان یک متحد استراتژیک برای غرب، به ویژه ایالات متحده، عمل می‌کرد و نقش مهمی در تامین امنیت منطقه در برابر نفوذ شوروی ایفا می‌کرد. این جایگاه به ایران امکان می‌داد تا بودجه نظامی خود را به شدت افزایش دهد و به یکی از قدرت‌های نظامی منطقه تبدیل شود. اما این سیاست خارجی، که بر “ناسیونالیسم باستان‌گرا” و وابستگی به غرب تاکید داشت، با نارضایتی داخلی و اتهامات “وابستگی به قدرت‌های خارجی” مواجه بود.
  • در مقابل، جمهوری اسلامی با شعار “نه شرقی، نه غربی” و هدف “صدور انقلاب”، سیاست خارجی خود را به طور کامل تغییر داد. این رویکرد منجر به قطع روابط با اسرائیل، حمایت از گروه‌های شیعه در منطقه، و تنش با کشورهای عربی همسایه شد. در حالی که این سیاست‌ها به انزوای بین‌المللی و تحریم‌ها منجر شد، اما همچنین به ایران امکان داد تا نفوذ خود را از طریق “شبکه نیابتی” و “محور مقاومت” در منطقه گسترش دهد. این تفاوت در رویکردها، نشان‌دهنده تغییر از یک قدرت منطقه‌ای مبتنی بر اتحادهای سنتی و قدرت نظامی متعارف به یک قدرت منطقه‌ای با نفوذ ایدئولوژیک و غیرمتعارف است.

 

IX. پیش‌بینی وضعیت فرضی ایران در سال ۱۴۰۴ (در صورت تداوم حکومت پهلوی) و مقایسه با وضعیت کنونی

برای پیش‌بینی وضعیت فرضی ایران در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) در صورت تداوم حکومت پهلوی، می‌توان به روندهای رشد اقتصادی و اجتماعی ایران در دوره پیش از انقلاب و مقایسه آن با کشورهای همتراز در آن زمان که مسیر توسعه متفاوتی را طی کرده‌اند، استناد کرد.

روندهای رشد در دوره پهلوی:

ایران بین سال‌های ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۵ یک “دوره طلایی” از رشد اقتصادی را تجربه کرد. در این دوره، میانگین نرخ رشد سالانه تولید ناخالص داخلی (GDP) واقعی ۹.۸ درصد بود. تولید ناخالص داخلی سرانه نیز تقریباً هفت برابر شد و در سال ۱۳۵۵ به ۱۰,۲۶۶ دلار رسید که بالاترین سطح تاریخی آن بود.

مقایسه با کشورهای همتراز:

در سال ۱۳۵۶، اقتصاد ایران ۲۶ درصد بزرگتر از ترکیه و ۶۵ درصد بزرگتر از کره جنوبی بود.14 در سال ۱۳۵۰، ایران هفدهمین اقتصاد بزرگ جهان بود، در حالی که کره جنوبی در رتبه ۲۹، عربستان سعودی در رتبه ۱۸ و ترکیه در رتبه ۲۱ قرار داشتند.

 

در سال ۱۳۵۹، تولید ناخالص داخلی سرانه اسمی ایران ۲,۳۷۴ دلار بود، در حالی که ترکیه ۲,۱۶۹ دلار و کره جنوبی ۱,۷۱۱ دلار داشتند.14 بسیاری از تحلیلگران معتقدند که اگر انقلاب رخ نمی‌داد، ایران می‌توانست به کشوری مانند کره جنوبی، ترکیه یا سنگاپور تبدیل شود.

پیش‌بینی وضعیت فرضی در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵):

اگر ایران مسیر رشد خود را در دوره پهلوی ادامه می‌داد و از چالش‌هایی مانند جنگ و تحریم‌های گسترده که جمهوری اسلامی با آن مواجه شد، اجتناب می‌کرد، می‌توانست به جایگاه اقتصادی بسیار متفاوتی دست یابد.

با فرض اینکه ایران می‌توانست روند رشد خود را مشابه کشورهای همتراز که به سرعت توسعه یافتند (مانند کره جنوبی) ادامه دهد:

  • تولید ناخالص داخلی (GDP): در سال ۲۰۱۷، تولید ناخالص داخلی اسمی ترکیه ۲.۴ برابر و کره جنوبی ۷.۲ برابر ایران بود.14 اگر ایران نسبت اقتصادی خود را با کره جنوبی در سال ۱۳۵۶ (ایران ۶۵ درصد بزرگتر از کره) حفظ می‌کرد، با توجه به اینکه تولید ناخالص داخلی کره جنوبی در سال ۲۰۱۷ حدود ۱.۵۳ تریلیون دلار بود، تولید ناخالص داخلی فرضی ایران می‌توانست حدود ۲.۵۲ تریلیون دلار باشد. این در مقایسه با تولید ناخالص داخلی اسمی پیش‌بینی شده برای ایران در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) که ۳۴۱.۰۱ میلیارد دلار است، تفاوت فاحشی را نشان می‌دهد.
  • تولید ناخالص داخلی سرانه (GDP per capita): اگر ایران در سال ۱۳۵۹ (که تولید ناخالص داخلی سرانه آن ۱.۳۸ برابر کره جنوبی بود) این نسبت را حفظ می‌کرد، تولید ناخالص داخلی سرانه فرضی ایران در سال ۲۰۱۸ (که کره جنوبی ۳۲,۷۷۴ دلار بود) می‌توانست به حدود ۴۵,۲۲۸ دلار برسد. این در مقایسه با تولید ناخالص داخلی سرانه اسمی پیش‌بینی شده برای ایران در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) که ۳,۹۰۰ دلار است، نشان‌دهنده یک تفاوت چشمگیر در سطح زندگی و رفاه است.
  • جایگاه جهانی: ایران در سال ۱۳۵۶ به رتبه ۱۸ در اقتصادهای بزرگ جهان صعود کرده بود. اگر این روند ادامه می‌یافت، ایران می‌توانست در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) در رده اقتصادهای پیشرفته جهان قرار گیرد و در جایگاهی بسیار بالاتر از رتبه ۲۷ کنونی 85 یا رتبه ۲۵ (برابری قدرت خرید) باشد.

مقایسه با وضعیت واقعی کنونی در جمهوری اسلامی:

وضعیت واقعی ایران در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) تحت جمهوری اسلامی با چالش‌های اقتصادی جدی روبرو است:

  • رشد اقتصادی کند: میانگین نرخ رشد سالانه اقتصادی پس از انقلاب تنها حدود ۲ درصد بوده است.
  • تورم بالا و کاهش ارزش پول: تورم به طور مداوم بالا بوده (۴۴.۵۸ درصد در سال ۱۴۰۲) و ارزش ریال به شدت کاهش یافته است (۶۴۵,۰۰۰ ریال در برابر دلار در سال ۱۴۰۴).
  • فقر و بیکاری: با وجود کاهش فقر مطلق، بخش بزرگی از جمعیت همچنان در بی‌ثباتی اجتماعی-اقتصادی به سر می‌برند و نرخ بیکاری، به ویژه در میان جوانان تحصیل‌کرده، بالا است.
  • انزوای بین‌المللی و تحریم‌ها: تحریم‌های گسترده بین‌المللی به طور مداوم اقتصاد ایران را تحت فشار قرار داده و مانع از سرمایه‌گذاری خارجی و رشد می‌شود.

در مجموع، پیش‌بینی بر اساس روندهای دوره پهلوی نشان می‌دهد که ایران می‌توانست در سال ۱۴۰۴ به یک قدرت اقتصادی منطقه‌ای و حتی جهانی با سطح رفاه و درآمد سرانه بسیار بالاتر تبدیل شود. این در تضاد شدید با وضعیت کنونی ایران تحت جمهوری اسلامی است که با وجود پتانسیل‌های فراوان، به دلیل چالش‌های داخلی و خارجی، از مسیر توسعه مورد انتظار فاصله گرفته و در مقایسه با همتایان منطقه‌ای خود عقب مانده است.

 

X. نتیجه‌گیری کلی

مقایسه کارنامه محمدرضا پهلوی و جمهوری اسلامی ایران نشان می‌دهد که هر دو دوره با پیچیدگی‌ها، دستاوردها و چالش‌های خاص خود همراه بوده‌اند. ارزیابی جامع بر اساس شاخص‌های اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، حقوق زنان، مهاجرت، سیاست خارجی و جایگاه ایران در منطقه و جهان، تصویری چندوجهی ارائه می‌دهد.

دوره پهلوی:

این دوره، به ویژه از دهه ۱۳۴۰ تا اواسط دهه ۱۳۵۰، شاهد یک تحول اقتصادی و اجتماعی سریع و بی‌سابقه بود. رشد بالای تولید ناخالص داخلی و افزایش چشمگیر درآمد سرانه، ایران را در مسیر صنعتی شدن و مدرنیزاسیون قرار داد. زیرساخت‌ها توسعه یافتند و آموزش و حقوق زنان (به ویژه در طبقات شهری) پیشرفت‌هایی را تجربه کرد. در سیاست خارجی، ایران به عنوان یک متحد کلیدی غرب و ژاندارم منطقه نقش ایفا می‌کرد که به آن جایگاه بین‌المللی قابل توجهی می‌بخشید.

 

با این حال، این پیشرفت‌ها با نقاط ضعف قابل توجهی همراه بود. رشد اقتصادی نابرابر، فساد گسترده در سطوح بالا، و ماهیت استبدادی حکومت که منجر به سرکوب سیاسی و عدم مشارکت عمومی می‌شد، نارضایتی‌های عمیقی را در جامعه ایجاد کرد. سیاست‌های غربی‌گرایانه و سکولار، بخش‌های سنتی و مذهبی جامعه را بیگانه کرد و به شکاف‌های فرهنگی دامن زد.

جمهوری اسلامی:

این دوره با شعارهای عدالت اجتماعی، استقلال و خودکفایی آغاز شد. با وجود چالش‌های عظیم اولیه مانند جنگ هشت ساله ایران و عراق و تحریم‌های بین‌المللی که به اقتصاد کشور آسیب جدی وارد کرد، جمهوری اسلامی در گسترش دسترسی به خدمات اولیه مانند آب، برق و آموزش به مناطق روستایی موفقیت‌های چشمگیری داشت که منجر به کاهش فقر مطلق شد.

 

اما، در شاخص‌های کلان اقتصادی، عملکرد جمهوری اسلامی به دلیل سوءمدیریت، فساد سیستماتیک و تحریم‌های مداوم، ضعیف‌تر بوده است. تورم بالا و کاهش شدید ارزش پول، قدرت خرید مردم را به شدت کاهش داده و بیکاری، به ویژه در میان جوانان تحصیل‌کرده، یک چالش مزمن باقی مانده است. در حوزه سیاسی و حقوق بشر، آزادی‌های مدنی به شدت محدود شده و سرکوب سیاسی به مراتب شدیدتر از دوره پهلوی بوده است. سیاست خارجی “نه شرقی، نه غربی” و صدور انقلاب، به انزوای بین‌المللی و تنش‌های منطقه‌ای منجر شده است، هرچند نفوذ منطقه‌ای ایران از طریق شبکه‌های غیردولتی افزایش یافته است. پدیده “فرار مغزها” و خروج سرمایه انسانی نیز به یک چالش جدی برای توسعه بلندمدت تبدیل شده است.

دلایل برتری احتمالی یکی از آنها:

  • برتری احتمالی دوره پهلوی در شاخص‌های کلان اقتصادی و جایگاه بین‌المللی: اگر هدف، دستیابی به رشد اقتصادی سریع، مدرنیزاسیون صنعتی و جایگاه قدرتمند در نظام بین‌الملل (به عنوان متحد غرب) باشد، دوره پهلوی عملکرد قوی‌تری از خود نشان داد. روند رشد اقتصادی و تولید ناخالص داخلی سرانه در این دوره، ایران را در مسیری قرار داده بود که می‌توانست به یک قدرت اقتصادی بزرگ و توسعه‌یافته تبدیل شود، همانطور که مقایسه با کشورهای همتراز مانند کره جنوبی نشان می‌دهد.
  • برتری احتمالی جمهوری اسلامی در شاخص‌های عدالت اجتماعی و دسترسی به خدمات اولیه: اگر هدف، گسترش عدالت اجتماعی، کاهش فقر مطلق و ارائه خدمات اولیه به اقشار محروم و مناطق روستایی باشد، جمهوری اسلامی دستاوردهای قابل توجهی داشته است. این نظام توانست شکاف‌های عمیق شهری-روستایی در دسترسی به آموزش و بهداشت را تا حد زیادی از بین ببرد.

نتیجه‌گیری نهایی:

هیچ یک از دو نظام، کارنامه بی‌عیب و نقصی نداشته‌اند. دوره پهلوی، با وجود دستاوردهای اقتصادی و مدرنیزاسیون، به دلیل فقدان دموکراسی، نابرابری و فساد، پایه‌های نارضایتی اجتماعی را بنا نهاد که به انقلاب منجر شد. جمهوری اسلامی، با وجود شعارهای عدالت‌خواهانه و موفقیت در گسترش برخی خدمات، به دلیل سیاست‌های اقتصادی ناکارآمد، فساد ساختاری، و محدودیت‌های شدید بر آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، نتوانسته است رفاه عمومی و توسعه پایدار را در مقیاس وسیع محقق سازد و با چالش‌های عمیقی در زمینه حقوق بشر و انزوای بین‌المللی روبرو است.

پیش‌بینی وضعیت فرضی ایران در سال ۱۴۰۴ (۲۰۲۵) در صورت تداوم حکومت پهلوی، با توجه به روندهای رشد پیش از انقلاب و مقایسه با کشورهای همتراز، نشان می‌دهد که ایران می‌توانست به جایگاه اقتصادی بسیار بالاتری در مقایسه با وضعیت واقعی کنونی جمهوری اسلامی دست یابد. این تفاوت در مسیر توسعه، پیامدهای عمیقی بر زندگی شهروندان و جایگاه ایران در جهان داشته است. انتخاب “برتری” یک نظام بر دیگری، به شدت به اولویت‌بندی شاخص‌ها و ارزش‌های مورد نظر بستگی دارد.

 

 

منابع مورد استفاده

  1. Foreign Relations of the United States: Diplomatic Papers, 1945, The Near East and Africa, Volume VIII – Historical Documents – Office of the Historian, accessed July 29, 2025, https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1945v08/d360
  2. World War II — 60 Years After: The Anglo-Soviet Invasion Of Iran And Washington-Tehran Relations – Pars Times, accessed July 29, 2025, https://www.parstimes.com/history/anglo_soviet_invasion.html
  3. 1941: The Lessons Tehran ‘Forgot’ About the Anglo-Soviet Invasion – IranWire, accessed July 29, 2025, https://iranwire.com/en/blogs/105878-1941-the-lessons-tehran-forgot/
  4. Iranian famine of 1942–1943 – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Iranian_famine_of_1942%E2%80%931943
  5. Iranian famine of 1942–1943 : r/iran – Reddit, accessed July 29, 2025, https://www.reddit.com/r/iran/comments/1eqhydl/iranian_famine_of_19421943/
  6. British and Soviet Troops Invaded Iran in 1941 – Dr. Kaveh Farrokh, accessed July 29, 2025, https://www.kavehfarrokh.com/military-history-1900-present/british-and-soviet-troops-invaded-iran-in-1941/
  7. Identifying the Main Factors of Iran’s Economic Growth using Growth Accounting Framework – arXiv, accessed July 29, 2025, https://arxiv.org/pdf/2109.02787
  8. Economic history of Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Economic_history_of_Iran
  9. Four decades later, did the Iranian revolution fulfill its promises? – Brookings Institution, accessed July 29, 2025, https://www.brookings.edu/articles/four-decades-later-did-the-iranian-revolution-fulfill-its-promises/
  10. Iranian Revolution | EBSCO Research Starters, accessed July 29, 2025, https://www.ebsco.com/research-starters/history/iranian-revolution
  11. The Revolutionary Economy | The Iran Primer, accessed July 29, 2025, http://iranprimer.usip.org/resource/revolutionary-economy
  12. Iranian Revolution – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Iranian_Revolution
  13. How Did the 1979 Iranian Revolution Influence Iran’s Economy? – TheCollector, accessed July 29, 2025, https://www.thecollector.com/1979-iranian-revolution-economic-effects/
  14. Iran’s economic performance since the 1979 Revolution – Atlantic Council, accessed July 29, 2025, https://www.atlanticcouncil.org/blogs/iransource/iran-s-economic-performance-since-the-1979-revolution/
  15. Economic history of Iran – Wikiwand, accessed July 29, 2025, https://www.wikiwand.com/en/articles/Economic_history_of_Iran
  16. Iranian rial – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Iranian_rial
  17. US Economic and Financial Sanctions against the Islamic Republic of Iran (Chapter 6), accessed July 29, 2025, https://www.cambridge.org/core/books/economic-and-financial-sanctions-of-the-united-states/us-economic-and-financial-sanctions-against-the-islamic-republic-of-iran/FF04FBD0460512CA2911C74192AE8C23
  18. International sanctions against Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/International_sanctions_against_Iran
  19. Khomeini Factcheck: Did the Shah Hinder Iran’s Development? – IranWire, accessed July 29, 2025, https://iranwire.com/en/features/68846/
  20. Chapter 1: Economic Growth in: Islamic Republic of Iran – IMF eLibrary, accessed July 29, 2025, https://www.elibrary.imf.org/display/book/9781589064416/ch001.xml
  21. Mohammad Reza Pahlavi – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Mohammad_Reza_Pahlavi
  22. The Economic Cost of the Islamic Revolution and War for Iran: Synthetic Counterfactual Evidence | Request PDF – ResearchGate, accessed July 29, 2025, https://www.researchgate.net/publication/344773051_The_Economic_Cost_of_the_Islamic_Revolution_and_War_for_Iran_Synthetic_Counterfactual_Evidence
  23. History of the Islamic Republic of Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/History_of_the_Islamic_Republic_of_Iran
  24. Economy of Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Economy_of_Iran
  25. Iran’s economy 40 years after the Islamic Revolution – Brookings Institution, accessed July 29, 2025, https://www.brookings.edu/articles/irans-economy-40-years-after-the-islamic-revolution/
  26. GDP per capita (current US$) – Iran, Islamic Rep. | Data, accessed July 29, 2025, https://data.worldbank.org/indicator/NY.GDP.PCAP.CD?locations=IR
  27. Iran, Islamic Rep. – World Bank Data, accessed July 29, 2025, https://data.worldbank.org/country/iran-islamic-rep
  28. Assessing Regional Power of Contemporary Iran: Comparing Pahlavi II and the Islamic Republic, accessed July 29, 2025, https://journal.iag.ir/article_91498_en.html
  29. Iran Inflation Rate | Historical Chart & Data – Macrotrends, accessed July 29, 2025, https://www.macrotrends.net/global-metrics/countries/irn/iran/inflation-rate-cpi
  30. Money and Inflation in the Islamic Republic of Iran in: IMF Working Papers Volume 2007 Issue 119 (2007), accessed July 29, 2025, https://www.elibrary.imf.org/view/journals/001/2007/119/article-A001-en.xml
  31. Iran Exchange Rate against USD, 1957 – 2023 | CEIC Data, accessed July 29, 2025, https://www.ceicdata.com/en/indicator/iran/exchange-rate-against-usd
  32. US dollar to Iranian rial Exchange Rate History | Currency Converter – Wise, accessed July 29, 2025, https://wise.com/gb/currency-converter/usd-to-irr-rate/history
  33. STRATEGIC REPORT – The Last Shah Standing: Pahlavi’s High-Stakes Bet on Iran’s Collapse – https://debuglies.com, accessed July 29, 2025, https://debuglies.com/2025/07/28/strategic-report-the-last-shah-standing-pahlavis-high-stakes-bet-on-irans-collapse/
  34. Dark comedy or tragedy? The dire straits of Iran’s economy – Clingendael Institute, accessed July 29, 2025, https://www.clingendael.org/publication/dark-comedy-or-tragedy-dire-straits-irans-economy
  35. Table Data – Exchange Rate to U.S. Dollar for Iran | FRED | St. Louis …, accessed July 29, 2025, https://fred.stlouisfed.org/data/FXRATEIRA618NUPN
  36. Pahlavi dynasty | Iran, Coups, Revolution, & Founder – Britannica, accessed July 29, 2025, https://www.britannica.com/topic/Pahlavi-dynasty
  37. Iranian Revolution | Summary, Causes, Effects, & Facts – Britannica, accessed July 29, 2025, https://www.britannica.com/event/Iranian-Revolution
  38. White Revolution (Iran) | History, Significance, & Effects – Britannica, accessed July 29, 2025, https://www.britannica.com/topic/White-Revolution
  39. Winners and Losers of The Iranian Revolution: A Study in Income Distribution, accessed July 29, 2025, https://www.cambridge.org/core/journals/international-journal-of-middle-east-studies/article/winners-and-losers-of-the-iranian-revolution-a-study-in-income-distribution/072251B7B10E507AF809700305C79BAD
  40. Corruption in Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Corruption_in_Iran
  41. The impact of revolution and war on income inequality in Iran, accessed July 29, 2025, https://theforum.erf.org.eg/2023/03/12/the-impact-of-revolution-and-war-on-income-inequality-in-iran/
  42. Report: Corruption Perceptions in Iran 2024, accessed July 29, 2025, https://iranprimer.usip.org/blog/2025/feb/17/report-corruption-perceptions-iran-2024
  43. Unveiling Corruption in Modern Iran – Number Analytics, accessed July 29, 2025, https://www.numberanalytics.com/blog/corruption-in-modern-iran-politics-and-society
  44. Pahlavi Dynasty: A Guide To Iran’s Modern History – Surfiran, accessed July 29, 2025, https://surfiran.com/mag/pahlavi-dynasty/
  45. The Pahlavi Dynasty, accessed July 29, 2025, https://thepahlavidynasty.com/the-pahlavi-dynasty/
  46. THE STATE AND SOCIETY IN THE PAHLAVI ERA (In Honor of Ahmad Ashraf’s Contributions to the Field of Iranian Studies), accessed July 29, 2025, https://associationforiranianstudies.org/content/state-and-society-pahlavi-era-honor-ahmad-ashraf%E2%80%99s-contributions-field-iranian-studies
  47. The Islamic Republic is not the Pahlavi regime – Iran Daily, accessed July 29, 2025, https://newspaper.irandaily.ir/7504/4/7552
  48. Sources of Political Instability and Stability in Iran, 1779-1973 – CORE, accessed July 29, 2025, https://core.ac.uk/download/pdf/268805452.pdf
  49. Iran: Country Profile | Freedom House, accessed July 29, 2025, https://freedomhouse.org/country/iran
  50. Background and causes of the Iranian Revolution – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Background_and_causes_of_the_Iranian_Revolution
  51. The 1979 Iranian Revolution Explained – YouTube, accessed July 29, 2025, https://m.youtube.com/watch?v=trhRuVrunSw&t=667
  52. Human rights in the Islamic Republic of Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Human_rights_in_the_Islamic_Republic_of_Iran
  53. Judicial system of the Islamic Republic of Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Judicial_system_of_the_Islamic_Republic_of_Iran
  54. Censorship in Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Censorship_in_Iran
  55. MYTH vs. FACT: Censorship in Iran – American Iranian Council, accessed July 29, 2025, http://www.us-iran.org/resources/2017/7/3/myth-vs-fact-censorship-in-iran-wkm3w-33ctg
  56. judicial independence in Iran’s legal system; A reflection on the historical developments from the constitutional period to the constitution (with emphasis on the recruitment and selection stage), accessed July 29, 2025, https://www.malr.ir/article_701250_en.html
  57. Women’s education in Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Women%27s_education_in_Iran
  58. Women’s education before and after the Islamic Revolution: A Comparative study, accessed July 29, 2025, https://english.khamenei.ir/news/7361/Women-s-education-before-and-after-the-Islamic-Revolution-A
  59. Public Services in Iran Post-Revolution – Number Analytics, accessed July 29, 2025, https://www.numberanalytics.com/blog/public-services-in-iran-post-revolution
  60. The Challenges of Medical Education during the Second Pahlavi Era (1941-1978) – Original article, accessed July 29, 2025, https://rhm.sums.ac.ir/article_49828_70b8587f18da83379921a4818d39809c.pdf
  61. Iran (Islamic Republic of) – WHO Data – World Health Organization (WHO), accessed July 29, 2025, https://data.who.int/countries/364
  62. Iran, Islamic Republic of – World Health Organization (WHO), accessed July 29, 2025, https://cdn.who.int/media/docs/default-source/wash-documents/glaas/glaas-2013-14/glaas-2013-14-country-highlights/iran-(islamic-republic-of).pdf?sfvrsn=94c4f07_8
  63. Seen in Tehran today: “Water, Electricity, Life. These are our basic rights. #No_to_Islamic_Republic” : r/NewIran – Reddit, accessed July 29, 2025, https://www.reddit.com/r/NewIran/comments/1mah720/seen_in_tehran_today_water_electricity_life_these/
  64. ‘Failure at every level’: Iranians pan weekly holiday plan amid energy crisis, accessed July 29, 2025, https://www.iranintl.com/en/202507231713
  65. Economic Transformations in Iran During Mohammad Reza Shah Pahlavi’s Era: Development Plans and Their Consequences – ResearchGate, accessed July 29, 2025, https://www.researchgate.net/publication/384784164_Economic_Transformations_in_Iran_During_Mohammad_Reza_Shah_Pahlavi’s_Era_Development_Plans_and_Their_Consequences
  66. Iran’s Infrastructure Before the Revolution – Number Analytics, accessed July 29, 2025, https://www.numberanalytics.com/blog/iran-infrastructure-before-revolution
  67. The Politics of Art in Modern Iran – Number Analytics, accessed July 29, 2025, https://www.numberanalytics.com/blog/politics-art-modern-iran
  68. Iran before and after the Islamic Revolution – The Washington Stand, accessed July 29, 2025, https://washingtonstand.com/commentary/iran-before-and-after-the-islamic-revolution
  69. Women’s rights in Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Women%27s_rights_in_Iran
  70. Iranian Daughters: Struggling for the Rights Their Mothers Lost in the Revolution | The Washington Institute, accessed July 29, 2025, https://www.washingtoninstitute.org/policy-analysis/iranian-daughters-struggling-rights-their-mothers-lost-revolution
  71. Women in Higher Education in Iran: How the Islamic Revolution Contributed to an Increase in Female Enrollment – Pepperdine Digital Commons, accessed July 29, 2025, https://digitalcommons.pepperdine.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1217&context=globaltides
  72. Educational Attainment in Iran | Middle East Institute, accessed July 29, 2025, https://www.mei.edu/publications/educational-attainment-iran
  73. Iran – Urbanization, Climates, Plateaus – Britannica, accessed July 29, 2025, https://www.britannica.com/place/Iran/Settlement-patterns
  74. Iran Beyond Migration: The Annihilation of Human Capital – NCRI, accessed July 29, 2025, https://www.ncr-iran.org/en/news/society/iran-beyond-migration-the-annihilation-of-human-capital/
  75. Exodus of Iranian Jews – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Exodus_of_Iranian_Jews
  76. Migration Trends After the Iranian Uprising – Number Analytics, accessed July 29, 2025, https://www.numberanalytics.com/blog/migration-trends-after-iranian-uprising
  77. Assessing Regional Power of Contemporary Iran: Comparing Pahlavi II and the Islamic Republic, accessed July 29, 2025, https://journal.iag.ir/article_91498.html?lang=en
  78. Essay on the Foreign Policy of Iran in the era of the Pahlavi II (II. Pehlevi Dönemi İran Dış Siyaseti Üzerine Bir Deneme) – Turkish Studies, accessed July 29, 2025, https://turkishstudies.net/turkishstudies?mod=makale_ing_ozet&makale_id=16824
  79. Foreign Relations of the United States, 1964–1968, Volume XXII, Iran – Historical Documents – Office of the Historian, accessed July 29, 2025, https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1964-68v22/summary
  80. Foreign Relations, 1969–1976, volume E–4, Documents on Iran and Iraq, 1969–1972, Document 86 – Office of the Historian, accessed July 29, 2025, https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1969-76ve04/d86
  81. Foreign relations of Iran – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Foreign_relations_of_Iran
  82. The Analysis of Iran’s Foreign Policy from a Sociohistorical Perspective – Social studies, accessed July 29, 2025, https://www.sociostudies.org/upload/socionauki.ru/journal/seh/2022_2/004_Mohammadian.pdf
  83. Beyond the Headlines: 45 years on – How Iran’s Islamic revolution reshaped the region, accessed July 29, 2025, https://www.youtube.com/watch?v=dCyMbnjMTcE
  84. Islamic Republic of Iran Army Ground Forces – Wikipedia, accessed July 29, 2025, https://en.wikipedia.org/wiki/Islamic_Republic_of_Iran_Army_Ground_Forces
  85. Iran’s 50-Year Economic Lag is Stark in Global Terms, accessed July 29, 2025, https://iranopendata.org/en/pages/iran-s-50-year-economic-lag-is-stark-in-global-terms
  86. Iran’s Economy Falls Behind Regional Competitors Over Past Half-Century: Report, accessed July 29, 2025, https://iranwire.com/en/economy/126431-irans-economy-falls-behind-regional-competitors-over-past-half-century-report/
  87. Was life really better before the revolution? : r/iran – Reddit, accessed July 29, 2025, https://www.reddit.com/r/iran/comments/b468tk/was_life_really_better_before_the_revolution/